کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٤٢٠ - دلائل امامت و برخى از معجزات آن حضرت
و بر تست كه ديگر عود نكنى، من گفتم: استغفر اللَّه از آنچه بودم و آنكه ديگر عود نكنم.
أبو بصير گويد كه: يك روزى در خدمت آن حضرت نشسته بودم ناگاه گفت: يا با محمد آيا ميشناسى امام خود را؟ گفتم: بلى و اللَّه الذى لا اله الا هو كه آن توئى، و نهادم دست خود را بر ران مبارك او فرمود كه راست گفتى چون شناختى چنك در او زن، گفتم كه: ميخواهم كه اعطا كنى بمن علامت امامت، فرمود كه: يا با محمد بعد از معرفت علامت امامت از براى چيست؟ گفتم: تا ايمان و يقين من زياده شود، فرمود كه: يا با محمد چون باز ميكردى بكوفه مولدى شده از براى تو عيسى نام و بعد از عيسى محمد و بعد از ايشان دو دختر خواهد شد، و بدان كه نوشته است نام پسران تو نزد ما در صحيفه جامعه با نامهاى شيعيان ما و نامهاى پدران و مادران و اجداد و انساب ايشان و آنچه از ايشان متولد شوند تا روز قيامت، و آن صحيفه را بيرون آورد آن صحيفه بود زرد و جميع اين اسماء در او درج بود.
و مرويست از أبى بصير كه من رفتم بخدمت آن حضرت فرمود كه يا با محمد چه كار ميكند أبو حمزه ثمالى؟ گفتم: گذاشتم او را باصلاح، فرمود كه: چون باز گردى او را از من سلام بخوان و اعلام كن او را كه رحلت خواهد كرد در فلان ماه و فلان روز، أبو بصير گفت كه: مرا با وى انسى بود و او از شيعيان شما بود، فرمود كه: راست گفتى يا با محمد و ليكن آنچه نزد خداى تعالى است بهتر است او را، گفتم كه. شيعيان شما با شما باشند؟ فرمود كه: بلى هر گاه كه از خداى تعالى ترسند و مراقب باشند او را و انديشه از گناهان كنند در درجه ما باشند، أبو بصير گويد كه: من بازگشتم در اين سال درنگ نكرد أبو حمزه ثمالى مگر اندكى بعد از آن وفات كرد.