کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٣٠٣ - آنچه در سجده خود در مسجد كوفه مىگفت و برخى اخبار حضرت
زهرى بود بعد از اين كه مىگفت كه: در قيامت منادى ندا كند كه برخيزد سيد عابدين در زمان خود على بن حسين (ع) برخيزد ابو سعيد منصور بن حسن ابى در كتاب نثر الدر آورده كه على بن حسين زين العابدين (ع) نگاه كرد بسائلى كه ميگريست فرمود كه: اگر تمام دنيا در كف اين ميبود و از او افتاده ميبود سزاوار نبود كه بگريد بر او و از آن حضرت سؤال كردند از سبب يتيمى حضرت رسول اللَّه ٦ كه بىپدر و مادر بود، فرمود: از براى آنكه واجب نگردد بر او حقى از براى مخلوق و فرمود مر پسر خود را كه: اى پسرك من تراست كه احتراز كنى از دشمنى مردمان كه ايمن نميگرداند ترا مگر حليم يا مفاجات لئيم و يك پسرى كه آن حضرت را بود در چاه افتاد و اهل مدينه فزع بسيارى كردند از براى اين تا او را بيرون آوردند و آن حضرت در نماز بود و از محراب خود بيرون نيامد، بعد از آنكه احوال گفتند فرمود كه: من در نماز باين حاضر نشدم بآن كه با حق تعالى مناجات ميكردم.
و آن حضرت را پسر عمى بود كه بشب چيزى از براى او ميبرد از دنانير كه او نمىشناخت آن حضرت را و او دايم ميگفت كه: خداى على بن حسين را جزاى خير ندهد كه بمن چيزى نميدهد، آن حضرت اين را مىشنيد و بر آن صبر ميفرمود و خود را نمىدانانيد او را، آنگاه كه آن حضرت وفات كرد و او احسان پنهانى را ديگر نيافت و دانست در آن هنگام كه بذلكننده آن حضرت بوده بعد از آن بر سر قبر او مىآمد و ميگريست بر او.