کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٤٢٣ - دلائل امامت و برخى از معجزات آن حضرت
زنان ميكنند، چون امر زيد بآن كشيد اصحاب اهل بيت از براى عبد اللَّه دنانير چند جمع كردند و او را چادر بر سر كردند و از شهر بيرون آوردند تا بصحرا رسيدند و در هودج نشاندند او در آن حالت تبسم كرد، گفتند سبب تبسم چيست؟ گفت: و اللَّه كه من تعجب دارم از صاحب شما كه من ذكر خروج نزد او كردم و او مرا نهى فرمود و من فرمان نبردم او را و او مرا باين حال خبر كرد و فرمود كه: گوئيا مىبينم ترا كه چادر بر سر تو كردهاند همچنان كه بر سر زنان مىكنند و در هودج ترا نشانده، من از آن تعجب كردم.
مالك جهنى گويد كه روزى نشسته بودم نزد أبى عبد اللَّه (ع) و با خود از فضل أئمه أهل البيت ميگفتم كه ناگاه روى آورد بمن أبو عبد اللَّه (ع) و فرمود كه: اى مالك و اللَّه كه شما از شيعه مائيد بحق أما بايد كه افراط نكنى در قول خود در فضل ما، أى مالك مقدور كسى نيست كه بصفت الهى و بكنه قدرت و عظمت او برسد، و للَّه المثل الا على، و همچنين قادر نيست كسى كه وصف كند حق مؤمن را و قيام نمايد بآن همچنان كه واجب گردانيد مر او را بر برادر مؤمن او، أى مالك مؤمنان چون بهم برسند و مصافحه كنند هر يك صاحب خود را لا يزال حق سبحانه و تعالى ناظر است بسوى ايشان بمحبت و مغفرت، و گناهان ريخته گردد از وجوه ايشان تا از يك ديگر جدا شوند كسى كه قادر است بر اين صفت آنچنانست نزد حق تعالى.
رفاعة بن موسى گويد كه: من يك روزى در خدمت آن حضرت نشسته بودم كه در آمد در آن مجلس أبو الحسن موسى الكاظم (ع)، من برخاستم و او را در كنار گرفتم و سرش بوسيدم و در بغل