کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٤٢٤ - دلائل امامت و برخى از معجزات آن حضرت
گرفتم، آن حضرت فرمود كه: يا رفاعه زود باشد كه اين در دست آل عباس گرفتار شود و از ايشان در اول خلاص گردد، و دوم بار او را بگيرند و در دست ايشان هلاك شود.
عايذ احمسى گويد كه: من رفتم بخدمت أبى عبد اللَّه (ع) و ميخواستم كه سؤال كنم از آن حضرت از نماز گفتم: السلام عليك يا ابن رسول اللَّه، فرمود كه: و عليك السلام بعد از آن فرمود كه: ما از ولد رسول خدائيم و نيستيم ما از اقرباء او تا سه باز فرمود، بعد از آن فرمود پيش از آنكه از وى چيزى بپرسم كه: هر گاه تو بجزاى الهى برسى از آنكه نمازهاى مفروضه گذارده باشى سواى اين از تو چيزى ديگر نخواهد پرسيد.
و أبو حمزه ثمالى گويد كه: من با آن حضرت بودم در ميان مكه و مدينه كه ملتفت شد بجانب يسار خود پس ديد سگ سياهى فرمود كه: چيست ترا زشت گرداند ترا خداى چه سخت است شتاب تو، پس ناگاه او شبيه شد بمرغى، آن حضرت فرمود كه: اين عثم است كه پيك جن است در اين ساعت هشام مرده است و او مىپرد و خبر مرگ او بهر شهرى ميرساند.
و روايتست از ابراهيم بن عبد الحميد كه او گفت كه: من خريدم در مكه يك جامه از برد يمانى و سوگند خوردم با خود كه بيرون نكنم از ملك خود تا آنكه كفن من شود، بعد از آن بيرون رفتم بجانب عرفه و در موقف توقف كردم و از آنجا بازگشتم بجمع و در آنجا در وقت نماز برخاستم از براى وضو و آن برد را برداشتم يا پيچيدم و آنجا گذاشتم، چون در حفظ آن ميكوشيدم من رفتم و وضو گرفتم و بازگشتم برد را نديدم، از براى آن بسيار ملول شدم.
چون صباح كردم وضو ساختم و با مردم بمنى آمدم و اللَّه كه در مسجد خيف بودم كه آمد رسول