جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٢٢٥ - غزل ٢٧٢ يارى اندر كس نمى بينم ياران را چه شد
در هر صورت، من حافظ و نگهدار شما نيستم.).
چرا؟
|
لعلى از كان مروّت بر نيامد، سالهاست |
تابشِ خورشيد و سعىِ ابر و باران را چه شد؟ |
|
آيا گردش شب و روز و تابش ماه و خورشيد و ابر و باران و خلاصه، خلقت زمين و آسمان و موجودات بيهوده بوده؟ چه شده ماه و خورشيدى كه بر كوهها مىتابد و لعل و گهر مى سازد، سالهاست انسانها از آن بهره مى برند، ولى گوهرى و انسان والايى از آن به دست نمى آيد؟.
آنها مگر نمى دانند كه عالم را براى ايشان، و ايشان را براى رسيدن به كمال انسانيّتشان خلق نمودهاند؛ كه: «هُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَقِّ»[١]: (اوست كه آسمانها و زمين را به حقّ آفريد.- نيز: «ما خَلَقَ اللَّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما إِلَّا بِالْحَقِّ وَ أَجَلٍ مُسَمًّى»[٢]: (خداوند، آسمانها و زمين و آنچه در ميان آن دو است را جز به حقّ، و براى مدّت معيّن نيافريد.- يا: «وَ خَلَقَ اللَّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَقِّ وَ لِتُجْزى كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ»[٣]: (و خداوند، آسمانها و زمين را به حقّ، و براى آن آفريد كه هركس به عمل خود، جزا داده شود.- نيز: «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ»[٤]: (و جنّ و انس را نيافريدم، مگر براى آنكه مرا بپرستند.- همچنين: «وَ ما خَلَقْنَا السَّماءَ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما لاعِبِينَ»[٥]: (و آسمان و زمين و آنچه در آنهاست را به بازيچه نيافريديم.) ويا: «وَ ما خَلَقْنَا السَّماءَ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما باطِلًا»[٦]: (و آسمان و زمين و آنچه در ميان آن دو است.
[١] - انعام: ٧٣.
[٢] - روم: ٨.
[٣] - جاثيه: ٢٢.
[٤] - ذاريات: ٥٦.
[٥] - انبياء: ١٦.
[٦] - ص: ٢٧.