جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ١٦٣ - غزل ٢٦٢ واعظان كاين جلوه در محراب و منبر مى كنند
آنها دست نمى كشد. عدّه اى را با جذبه حسن خويش مى فريبد و مى كشد و سپس عدّه ديگر را. كنايه از اينكه: كار دوست، عاشق سازى و عاشق كُشى است. و مطلوب هر سالك هم همين مى باشد.
|
خانه خالى كن دلا! تا منزل جانان شود |
كاين هوسناكان، دل و جان جاىِ ديگر مى كنند |
|
اى سالك طريق! همچون اهل دنيا مباش كه هر لحظه و ساعت، دل و جان به اين و آن دهند؛ زيرا اين عمل طريقه هواپرستان است، نه خدا پرستان. دل را براى دوست بپرداز و جز او را در آن راه مده و مخواه، كه هر سودى در اين كار است و هر خسرانى در طريقه هوسناكان مى باشد؛ كه:
٣٠٤٦
«الْقَلْبُ حَرمُ اللَّهِ، فَلا تُسْكِنْ حَرَمَ اللَّهِ غَيْرَ اللَّهِ.»
[١]: (قلب، حرم و پرده سراى خداست، پس در حرم الهى، غير خدا را راه مده.- همچنين:
١٩٨٥
«أَيْنَ الْقُلُوبُ الَّتى وُهِبَتْ للَّهِ، وَعُوْقِدَتْ عَلى طاعَةِ اللَّهِ؟»
[٢]: (كجايند قلبهايى كه به خدا بخشيده شده و بر طاعت و عبادتش گره خورده باشند؟- نيز:
١٩٨٦
«قُلُوبُ الْعِبادِ الطّاهِرَةُ، مَواضِعُ نَظَرِ اللَّهِ سُبْحانَهُ؛ فَمَنْ طَهَّرَ قَلْبَهُ، نَظَرَ إِلَيْهِ.»
[٣]: (دلهاى پاكيزه بندگان، جايگاه نظر [لطف] خداوند سبحان مى باشد؛ بنابراين، هركس قلبش را پاكيزه سازد، خداوند نظر [لطف] به او مى كند.) صائب تبريزى هم مى گويد:
|
آئينه شو، وصال پرى طلعتان طلب |
اوّل بروب خانه، سپس ميهمان طلب[٤] |
|
لذا خواجه باز مى گويد:
|
آه آه از دست صرّافانِ گوهر ناشناس! |
هر زمان خرمهره را با دُر برابر مى كنند |
|
علّت آنكه هوسبازان و دنيا طلبان و هوا پرستان، دل و جان را متوجّه غير.
[١] - بحار الانوار، ج ٧٠، ص ٢٥، روايت ٢٧.
[٢] ( ٢، ٣) غرر و درر موضوعى، باب القلب، ص ٣٢٥ و ٣٢٦.
[٣] ( ٢، ٣) غرر و درر موضوعى، باب القلب، ص ٣٢٥ و ٣٢٦.
[٤] - ديوان صائب تبريزى، ص ١٦٣.