جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٢٩ - غزل ٢٤١ كارم ز دور چرخ به سامان نمى رسد
ندارى.
١٩٠٩
«إِلهى! لا تُغْلِقْ عَلى مُوَحِّديكَ أَبْوابَ رَحْمَتِكَ، وَلا تَحْجُبْ مُشْتاقيكَ عَنِ النَّظَرِ إلى جَميلِ رُؤْيَتِكَ. إِلهى! نَفْسٌ أَعْزَزْتَها بِتَوْحيدِكَ، كَيْفَ تُذِلُّها بِمَهانَةِ هِجْرانِكَ؟»
[١]: (بار الها! درهاى رحمتت را به روى اهل توحيدت مبند، و مشتاقانت را از مشاهده ديدار نيكويت محجوب مگردان. معبودا! چگونه جانى را كه با توحيدت عزّت بخشيدى، با پستى هجرانت خوار مى گردانى؟)
|
صوفى! بِشُوى زنگ دل خود به آب مِىْ |
زين شست و شوى، خرقه غفران نمى رسد |
|
اى صوفى پشمينه پوش واى زاهد! تنها به شستن دست و روى و لباس، خداوند تو را نمى آمرزد و مغفرتش را شامل حال تو نمى كند؛ مغفرت حقيقى (، كه بر طرف شدن حجابهاى ظلمانى و نورانى از ديده دل است) وقتى شامل حال تو مىشود كه زنگ دل خود را با آب مِى مشاهدات و ذكر و مراقبه و اخلاص بزدايى.
كنايه از اينكه: اگر دوست مغفرت خاصّه خود را شامل حال من نمى كند و به عنايات مخصوصش مرا نمى پذيرد، به جهت آن است كه دل را با آب مِىْ و مراقبه و ذكرش شست و شو نكردهام؛ كه:
١٨٠٣
«أَلذِّكْرُ جَلآءُ الْبَصآئِرِ وَنُورُ السَّرآئِرِ.»
[٢]: (ذكر، جلاى ديدگان باطن و نور درونهاست.- نيز:
١٨٠٤
«فِى الذِّكْرِ حَياةُ الْقَلْبِ.»
[٣]: (زندگانى و حيات دل، تنها با ذكر حاصل مى شود.- همچنين:
١٨٠٥
«أَيَنَ الَّذينَ أَخْلَصُوا أَعْمالَهُمْ لِلّهِ، وَطَهَّرُوا قُلُوبَهُمْ لِمَواضِعِ ذِكْرِ اللَّهِ؟»
[٤]: (كجايند آنانى كه اعمالشان را براى خدا خالص گردانده، و دلهايشان را براى جايگاههاى ذكر الهى پاكيزه نمودند؟) در جايى مى گويد:
[١] - بحار الانوار، ج ٩٤، ص ١٤٤.
[٢] - غرر و درر موضوعى، باب الذّكر، ص ١٢٣.
[٣] - غرر و درر موضوعى، باب ذكر اللَّه، ١٢٤.
[٤] - غرر و درر موضوعى، باب الاخلاص، ص ٩٢.