جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٢٤٧ - غزل ٢٧٥ آن يار كز او خانه ما جاى پرى بود
روشنى كه همواره مدد كارم باشد، عطا نما.- مىفرمايد: «وَ مِنَ اللَّيْلِ فَسَبِّحْهُ وَ أَدْبارَ السُّجُودِ»[١]: (پس پاسى از شب و نيز بعد از سجده به تسبيح او بپرداز.- همچنين در باره متقين مىفرمايد: «كانُوا قَلِيلًا مِنَ اللَّيْلِ ما يَهْجَعُونَ»[٢]: (اندكى از شب را مى خوابيدند) ويا مى فرمايد: «وَ مِنَ اللَّيْلِ فَسَبِّحْهُ وَ إِدْبارَ النُّجُومِ»[٣]: (پس بخشى از شب و نيز بعد از فرو رفتن ستارگان به تسبيح او مشغول باش.- همچنين مى فرمايد: «وَ مِنَ اللَّيْلِ فَاسْجُدْ لَهُ، وَ سَبِّحْهُ لَيْلًا طَوِيلًا»[٤]: (پس بخشى از شب را براى او سجده نما، و شب دراز را به تسبيح او بپرداز.).
و اين كلام امام حسن عسگرى ٧ است كه مى فرمايد:
٢٠٧٥
«إن الوصول إلى الله عز وجل، سفر لا يدرك إلا بامتطاء الليل.»
[٥]: (براستى كه رسيدن به خداى عز وجل، سفرى است كه جز با مركب قرار دادن شب نمى توان آن راى طى نمود.).
خواجه هم با بيت ختم غزل مى خواهد اشاره كند كه: من هرچه دارم، از بيدارى و دعاى نيمه شب و اوراد سحرى است.
[١] - ق: ٤٠.
[٢] - ذاريات: ١٧.
[٣] - طور: ٤٩.
[٤] - انسان: ٢٦.
[٥] - بحار الانوار، ج ٧٨، ص ٣٨٠.