جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٣٠٨ - غزل ٢٨٤ ميخوارگان كه باده به رطل گران خورند
|
هر گل نو، ز گُلرخى ياد همى دهد، ولى |
گوشِ سخن شنو كجا؟ ديده اعتبار كو؟[١] |
|
خواجه هم مى خواهد بگويد: در بهار نشاط جوانى، و يا بهار تجليات دوست، به ذكر و توجّه و مراقبه جمال او بپرداز، و از بوستان خود و موجودات نظر مپوشان، و محبوب را جدا از موجودات و مظاهر مطلب.
|
با دوستان خور آنچه تو را هست، پيش از آنكه |
بعد از تو دشمنانِ تو با دوستان خورند |
|
شايد اين بيت اشاره به مواسات با دوستان در اموال داشته باشد؛ كه:
٢١٣٠
«أَلْمُواساةُ، أَفْضَلُ الْاعْمالِ.»
[٢]: (مواسات، برترين اعمال است.- نيز:
٢١٣١
«أَخُوكَ، مُواسيكَ فِى الشِّدَّةِ.»
[٣]:
(برادر تو كسى است كه در سختى و گرفتارى با تو مواسات داشته باشد.- همچنين:
٢١٣٢
«ما حُفِظَتِ الْأُخُوَّةُ بِمِثْلِ الْمُواساةِ.»
[٤]: (با هيچ چيزى همانند مواسات برادرى حفظ نمى شود.).
گذشت و مواسات و سخاوت و ايثار در اموال مقدّمه بر گذشتها و ايثارهاى ديگر خواهد بود كه آخرين آنها ايثار وجود و هستى است، كه:
٢١٣٣
«أَلإيثارُ أَعْلَى الْمَكارِمِ.»
[٥]: (ايثار، بالاترينِ مكارم و اخلاق بزرگوارانه مى باشد.- همچنين:
٢١٣٤
«أَلْإيثارُ شيمَةُ الْأَبْرارِ.»
[٦]: (ايثار، خوى و روش نيكان است.- نيز:
٢١٣٥
«أَفْضَلُ السَّخآءِ، أَلإيثارُ.»
[٧]: (برترين بخشش، ايثار مى باشد.- سالك تا به كلّى از خود نگذرد، فناى خود را نخواهد ديد و به كمال قرب جانان راه نخواهد يافت. علاوه بر اين مواسات و بذل و بخشش ظاهرى و مادّى، براى پيشرفت در معنويّات اثرى تامّ دارد؛ كه: «وَ يُؤْثِرُونَ عَلى أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ. وَ مَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ، فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ»[٨]: (و هر چند.
[١] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ٤٩٩، ص ٣٦٠.
[٢] ( ٢، ٣، ٤) غرر و درر موضوعى، باب المواساة، ص ٤٠٤.
[٣] ( ٢، ٣، ٤) غرر و درر موضوعى، باب المواساة، ص ٤٠٤.
[٤] ( ٢، ٣، ٤) غرر و درر موضوعى، باب المواساة، ص ٤٠٤.
[٥] ( ٥، ٦، ٧) غرر و درر موضوعى، باب الايثار، ص ١.
[٦] ( ٥، ٦، ٧) غرر و درر موضوعى، باب الايثار، ص ١.
[٧] ( ٥، ٦، ٧) غرر و درر موضوعى، باب الايثار، ص ١.
[٨] - حشر: ٩.