جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٢٤٦ - غزل ٢٧٥ آن يار كز او خانه ما جاى پرى بود
٢١٢٢
وَجْهِكَ، وَقَرارى لا يَقِرُّ دُونَ دُنُوّى مِنْكَ.»
[١]: (بار الها! ... سوز درونىام را جز لقايت خاموش نمى كند، و بر آتش شوقم جز نظر به رُويت [اسماء و صفات] آب نمى پاشد و قرارم جز به قرب تو آرام نمى گيرد.)
|
هر گنج سعادت كه خدا داد به حافظ |
از يمنِ دعاى شب و وِرْد سحرى بود |
|
گنج سعادت، يعنى ديدار و مشاهدات و نائل گشتن به مقام محمّدى (٦- مقام احديّت، نه گنجى است كه به هركس بدهند، بلكه اين گنج را فقط به بيداران در نيمههاى شب و هنگام سحر مى دهند، كه بيداريشان ممزوج با نماز و دعا و مناجات و ياد خدا و وِرْد و اذكار لفظى باشد كه همه اين امور، اثرى تمام براى رسيدن به كمالات و مقامات معنوى انسانى دارند.
خداوند به حضرت عيسى ٧ مى فرمايد:
٢٠٧٤
«إِبْغِنى عِنْدَ وِسادِكَ تَجِدْنى؛ وَادْعُنى وَأَنْتَ لى مُحِبُّ، فَإِنّى أَسْمَعُ السّامِعينَ، أَسْتَجيبُ للدّاعينَ إِذا دَعَوْنى.»
[٢]: (مرا نزد متكايت [هنگام خواب] بطلب، كه مى يابى؛ و در حالى كه دوستدار من هستى مرا بخوان، كه من شنواترين شنوايان هستم و دعاى دعا كنندگان را هنگامى كه بخوانندم، مستجاب مىگردانم.).
قرآن شريف مى فرمايد: «وَ مِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَكَ، عَسى أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُوداً، وَ قُلْ: رَبِّ! أَدْخِلْنِي مُدْخَلَ صِدْقٍ، وَ أَخْرِجْنِي، مُخْرَجَ صِدْقٍ، وَ اجْعَلْ لِي مِنْ لَدُنْكَ سُلْطاناً نَصِيراً»[٣]: (و پاسى از شب را بيدار باش، اين وظيفه، مخصوص تو است، باشد كه پروردگارت تو را به مقام محمود و ستوده اى مبعوث گرداند. و بگو: پروردگارا! مرا [در هر امرى] به صدق و راستى وارد و نيز خارج بگردان، و از جانب خود حجّت.
[١] - بحار الانوار، ج ٩٤، ص ١٤٩- ١٥٠.
[٢] - روضه كافى، ص ١٣٧.
[٣] - اسراء: ٧٩ و ٨٠.