جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ١٦٨ - غزل ٢٦٣ هر كه شد محرم دل در حرم يار بماند
|
هركه شد محرم دل، در حرم يار بماند |
و آن كه اين كار ندانست، در انكار بماند |
|
گويا خواجه در مصرع اوّل اين بيت به مضامين كلمات علىّ ٧ اشاره مى كند، كه مى فرمايد:
١٩٩٠
«مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ، عَرَفَ رَبَّهُ.»
[١]: (هركس خود را بشناسد، پروردگارش را خواهد شناخت.- همچنين:
١٩٩٢
«مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ، تَجَرَّدَ.»
[٢]: (كسى كه خود را بشناسد، مجرّد مى گردد.- نيز:
٢٠٢٥
«مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ، جَلَّ أَمْرُهُ.»
[٣]: (هركس نَفْس خويش را بشناسد، كارش بالا مى گيرد.).
و در مصرع دوّم اشاره به معناى كلام ديگر وى كه مى فرمايد:
١٩٩٣
«كَفى بِالمَرءِ جَهْلًا أَنْ يَجْهَلَ نَفْسَهُ.»
[٤]: (در جهالت شخص همين بس كه خود را نشناسد.- همچنين:
١٩٩٤
«أَعْظَمُ الجَهْلِ، جَهْلُ الإِنْسانِ أَمْرَ نَفْسِهِ.»
[٥]: (بزرگترين نادانى، جهل انسان به امر نَفْس خويش مى باشد.- نيز:
١٩٩٥
«مَنْ جَهِلَ نَفْسَهُ، أَهْمَلَها.»
[٦]: (هركس نفس خود را نشناسد، بيهودهاش گذاشته- غير آن.
مىخواهد بگويد: سالك بايد توجّه داشته باشد كه نزديكترين طُرُق براى شناسايى معشوق حقيقى، خود انسان مى باشد كه مظهر تجلّى تام پروردگار است، و بااين شناخت پرده از حقيقت و جمال انسانيت انسان برداشته مى شود؛ كه:
[١] ( ١، ٢، ٣، ٤) غرر و درر موضوعى، باب معرفة النّفس، ص ٣٨٧.
[٢] ( ١، ٢، ٣، ٤) غرر و درر موضوعى، باب معرفة النّفس، ص ٣٨٧.
[٣] ( ١، ٢، ٣، ٤) غرر و درر موضوعى، باب معرفة النّفس، ص ٣٨٧.
[٤] ( ١، ٢، ٣، ٤) غرر و درر موضوعى، باب معرفة النّفس، ص ٣٨٧.
[٥] - غرر و درر موضوعى، باب الجهل، ص ٥٣.
[٦] - غرر و درر موضوعى، باب معرفة النّفس، ص ٣٨٧.