جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٢٠٥ - غزل ٢٦٩ هوس باد بهارم به سوى صحرا برد
پيش از بيان ابيات غزل از ذكر مقدّمه اى طولانى ناگزيريم، تا خوانندگان عزيز بهتر به گفتار خواجه در اين غزل، بلكه به گفتارهاى ديگرش آشنا شوند. مىگوييم كه: حضرت حق سبحانه، در تمام عوالم مادّى و مجرّد، هيچ گاه از موجودات، ذى شعور و غير آن، جدا نبوده و نخواهد بود؛ و هيچ مظهر و مخلوقى را نمى يابيم كه خداوند اسماً و صفتاً و ذاتاً آنجا وجود نداشته باشد و حاضر و ناظر و محيط به آنها نباشد؛ كه: «وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ، وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ»[١]: (و هيچ چيزى نيست جز آنكه گنجينههاى آن نزد ماست، و ما جز به اندازه مشخّص از آن فرو نمىفرستيم.).
بلكه هر حركت و سكون و جمال و كمال خَلْقى را كه مى نگريم، ظهور يافته عالم امْر و اسماء و صفات اويند؛ كه: «إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ، ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ، يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهارَ يَطْلُبُهُ حَثِيثاً، وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ وَ النُّجُومَ مُسَخَّراتٍ بِأَمْرِهِ، أَلا! لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ، تَبارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمِينَ»[٢]: (همانا پروردگار شما، خدايى است كه آسمانها و زمين را در شش روز آفريد و سپس بر عرش [موجودات] استيلاء پيدا نمود. با پرده شب، روز را پوشاند كه با شتاب در پى آن مى پويد. و خورشيد و ماه و ستارگان را مسخّر امر خود گرداند. آگاه باشيد! كه [عالَم] خلق و امر از آنِ اوست. منزّه و بلند مرتبه است خداوندى كه پروردگار عالميان است.).
[١] - حجر: ٢١.
[٢] - اعراف: ٥٤.