جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٢٣٦ - غزل ٢٧٤ يارم چو قدح به دست گيرد
خواجه در اين غزل كوتاه با بيانات مختصر و شيرينش، در مقام تمنّاى ديدار محبوب حقيقى خود مى باشد. مىگويد:
|
يارم چو قَدَح به دست گيرد |
بازارِ بُتان شكست گيرد |
|
چون دوست و معشوق من، قَدَح جمال و رخسارش را آشكار سازد و جلوه گرى نمايد و از طريق مظاهر، خود را به من بنماياند، ديگر مرا توجّه به جمال مظاهر نخواهد بود و جز به او نخواهم نگريست؛ كه:
٢٥٣٠
«أَللّهُمَّ! إِنَّ قُلُوبَ الْمُخْبِتينَ إِلَيْكَ والِهَةٌ، وَسُبُل الرّاغِبينَ إِلَيْكَ شارِعَةٌ، وَأَعْلامَ القاصِدينَ إِلَيْكَ واضِحَةٌ، وَأَفْئِدةَ العارِفينَ مِنْكَ فازِعَةٌ.»
[١]: (بار خدايا! همانا دلهاى فروتنان درگاهت و آنان كه همواره به تو آرامش مى يابند، سرگشته، و راههاى مشتاقانت گشوده، و نشانههاى قاصدان كُويت روشن، و قلوب عارفانت از تو هراسان است.).
و نيز:
٢٢٣٠
«يا مَنْ أَنْوار قُدْسِهِ لِابْصارِ مُحِبّيهِ رائِقَةٌ! وَسُبُحاتُ وَجْهِهِ لِقُلُوبِ عارِفيهِ شائِقَةٌ! يا مُنى قُلُوبِ الْمُشْتاقينَ! وَيا غايَةَ آمالِ الْمُحِبّينَ!»
[٢]: (اى آن كه انوار قدسش به چشم دوستانش روشن است [و تيرگى ندارد]! و عظمت و يا انوار رُويش [اسماء و صفات] بر قلوب آنانكه به شناسايىاش دست يافته اند شوق آور و نشاطانگيز است! اى آرزوى دل مشتاقان! واى منتها مقصود محبّان!).
[١] - كامل الزيارات، باب ١١، روايت ١، ص ٤٠.
[٢] - بحار الانوار، ج ٩٤، ص ١٤٨- ١٤٩.