جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٢٦٦ - غزل ٢٧٨ آنان كه خاك را به نظر كيميا كنند
|
آنان كه خاك را به نظر كيميا كنند |
آيا بود كه گوشه چشمى به ما كنند؟ |
|
|
دردم نهفته بِهْ ز طبيبان مدّعى |
باشد كه از خزانه غيبش دوا كنند |
|
ممكن است منظور خواجه از بيت اوّل، حضرت محبوب، و يا رسول اللَّه ٦ و يا علىّ ٧ و يا يكى از اولاد يازده گانهاش : و يا ولىّ عصر (عجّل اللَّه تعالى فرجه الشّريف)، و يا همه چهارده معصوم : باشند، به قرينه مصرع اوّل بيت. و ممكن است منظور خواجه از دو بيت فوق، استاد كامل باشد؛ چنانكه مصرع اوّل بيت دوّم شاهد بر آن است. برخى گفته اند منظور از دو بيت فوق، «شاه نعمت اللَّه ولىّ» بوده است كه در بيت خود فرموده:
|
ما خاكِ راه را به نظر كيميا كنيم |
صد درد را به گوشه چشمى دوا كنيم[١] |
|
ولى به قرائنى كه در تمام ابيات اين غزل، بخصوص بيت ختم به چشم مىخورد، معلوم مى شود روى سخن خواجه با محبوب حقيقى بوده، كه به فراق مبتلا گشته و با اين بيانات تقاضاى وصال دو باره را نموده و مى گويد: آيا مى شود محبوبى كه با يك نظر، خاك انبيا و اوليا : را كيميا نموده، گوشه چشمى و نظرى.
[١] - ديوان شاه نعمت اللَّه ولىّ، ص ٥٥٤، غزل ١١٩١.