جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ١٥٢ - غزل ٢٦١ نسبت رويت اگرباماه وپروين كردهاند
نسيم جان پرور جمال و كمال و اسماء و صفات كوى معشوق بىنظير ما، چون به مشام جان اهل كمال گذر كند و به شهود آن نائل گردند، ديگر عقل را با تجرّد و عظمتى كه دارد مورد توجّه قرار نمى دهند، بلكه او را هم از نكهت خاك كوى دوست معطّر و با خود همراه مى سازند.
كنايه از اينكه: منزلگاه قرب جانان، منزلگاهى است كه عقل با آن همه عظمت كه دارد، در آنجا به نيستى مى گرايد؛ كه:
٢٥١٤
«وَلَأَسْتَغْرِقَنَّ عَقْلَهُ بِمَعْرِفَتى، وَلَأَقُومَنَّ لَهُ مَقامَ عَقْلِهِ.»
[١]: (و هر آينه عقل او را به معرفت و شناختم غرق نموده، و خود به جاى عقلش قرار مى گيرم.) در جايى مى گويد:
|
عقل اگرداندكه دل دربندِزلفش چون خوش است |
عاقلان ديوانه گردندازپىِ زنجيرما[٢] |
|
لذا باز مى گويد:
|
خاكيان، بى بهره اند از جرعه كَأْسُ الكِرام |
اين تطاول بين، كه با عشّاقِ مسكين كردهاند |
|
آرى، آنان كه خود را وابسته به عالم طبيعت نمودهاند، از عالم ابرار و وابستگان به حضرت دوست بىخبرند؛ ولى عارفانى كه به نظر هلاك و بوار به عالم مىنگرند، از نعمتِ «إِنَّ الْأَبْرارَ يَشْرَبُونَ مِنْ كَأْسٍ، كانَ مِزاجُها كافُوراً»[٣]: (نيكان از شرابى آميخته با كافور مى نوشند.- همچنين: «وَ يُسْقَوْنَ فِيها كَأْساً كانَ مِزاجُها زَنْجَبِيلًا»[٤]: (و در بهشت، شراب آميخته به زنجبيل به آنها نوشانده مى شود.) برخوردارند.
[١] - وافى، ج ٣، ابواب المواعظ، باب مواعظ اللَّه سبحانه، ص ٤٠.
[٢] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ٧، ص ٤٣.
[٣] - انسان: ٥.
[٤] - انسان: ١٧.