جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٣٩٩ - غزل ٢٩٨ ساقيا مايه شباب بيار
|
روى بنما و وجود خودم از ياد ببر |
خرمن سوختگان را همه گو باد ببر |
|
|
بعد از اين چهره زرد من وخاك درِ دوست |
باده پيش آور و اين جان غم آباد ببر[١] |
|
|
غلغل قُمرى ار نماند، رواست |
قلقل شيشه شراب بيار |
|
محبوبا! اگر من پاى بند به صداهاى خوش مظاهر مجازى نيستم و توجهى به آن ندارم، نغمه جان بخش تو را كه در آفرينش پيچيده مى طلبم. بيا و مرا با ارائه كلام شيرينت از خويش بيرون كن؛ كه:
٢١٩٨
«أَنْظُرُ إِلَيْهِمْ فى كُلِّ يَوْمٍ سَبْعينَ مَرَّةً، وَاكَلِّمُهُمْ كُلَّما نَظَرْتُ إِلَيْهِمْ، وَأَزيدُ فى مُلْكِهِمْ سَبْعينَ ضِعْفاً، وَإِذا تَلَذَّذَ أَهْلُ الْجَنَّةِ بِالطَّعامِ وَالشَّرابِ، تَلَذَّذَ اولئِكَ بِذِكْرى وَكَلامى وَحَديثى.»
[٢]: (و در هر روز هفتاد بار به ايشان [بندگان خاص] مىنگرم، و در هر نگاه باايشان سخن مى گويم، و در سلطنتشان هفتاد برابر مى افزايم، و هنگامى كه بهشتيان از خوراكى و پوشاكى لذّت مى برند، اينان به ياد و كلام و گفتارم متلذّذ مى شوند.- نيز:
٢١٩٩
«وَلَا أَحْجُبُ عَنْهُمْ وَجْهى، وَلَانْعِمُهُمْ بِأَلْوانِ التَّلَذُّذِ مِنْ كَلامى.»
[٣]: (و روى از ايشان [زاهدان حقيقى] نمىپوشم، و ايشان را از انواع لذّتهاى كلامم بهرهمند مى نمايم.)
|
يا صواب است يا خطا، خوردن |
گر خطا هست وگر صواب، بيار |
|
محبوبا! من از طريقه و راه خود، كه صراط انبيا و اوليا : مى باشد؛ كه: «اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ، صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ»[٤]: (ما را به صراط مستقيم و راه راست.
[١] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ٢٩٧، ص ٢٣١.
[٢] - وافى، ج ٣، ابواب المواعظ، باب مواعظ اللَّه سبحانه، ص ٣٨.
[٣] - وافى، ج ٣، ابواب المواعظ، باب مواعظ اللَّه سبحانه، ص ٣٩.
[٤] - فاتحه: ٦ و ٧.