جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٧١ - غزل ٢٤٨ من وصلاح وسلامت؟ كس اين گمان نبرد
|
چه نسبت است به رندى، صلاح وتقوى را |
سماع وعظكجا، نغمه رباب كجا؟[١] |
|
بدين جهت مى گويد: من و صلاح و سلامت؟! ...
|
من اين مرقّع پشمينه بَهر آن دارم |
كه زير خرقه كشم مِىْ، كس اين گمان نبرد |
|
اهل كمال گفتهاند: ملامتيه دو قسماند: يكى، آنان كه كارهاى خلاف خواسته خدا كنند، تا كسى آنان را به خوبى نستايد. و قسم ديگر، كسانى مى باشند كه در جامعه رفتارشان مانند همه مردم مى باشد و ظواهر شريعت را عمل مى كنند، ولى در باطن به كار معنوى خود اشتغال دارند، تا از زبانزد مخالفينشان، و نيز از عُجب و ريا محفوظ بمانند. قسم اوّل، مورد نظر اسلام نيست، بر خلاف قسم دوّم. گفتهاند خواجه هم از قسمت دوّم ملامتيه بوده، چنانكه از بيت فوق ظاهر مى گردد.
مىگويد: علّت اينكه من اين لباس زاهدانه و پشمينه و وصله دار را اختيار نموده، و يا تظاهر به عبادات صورى مى نمايم، آن است كه سرّ خود را در عاشقى و توجّه به دوست و مراقبه جمالش از مردم پنهان دارم، تا كسى در حقّ من گمان رابطه با عالم حقيقت و معنى را ندهد و مزاحم نگردد؛ كه:
١٨٦٣
«سِرُّكَ أَسيرُكَ، فَإِنْ أَفْشَيْتَهُ صِرْتَ أَسيرَهُ.»
[٢]: (رازت اسير توست، اگر آن را فاش نمايى تو اسيرش مى شوى.- همچنين:
١٨٦٤
«لا تُسِرَّ إِلَى الْجاهِلِ شَيْئاً لا يُطيقُ كِتْمانَهُ.»
[٣]: (هرگز به شخص نادان رازى را كه توان كتمانش را ندارد، مسپار.).
و يا مى خواهد بگويد: من اين عمل را انجام مى دهم تا از غرور و عُجب و سُمعه محفوظ بمانم؛ لذا مى گويد:
[١] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ٥، ص ٤١.
[٢] - غرر و درر موضوعى، باب السرّ، ص ١٥٨.
[٣] - غرر و درر موضوعى، باب السرّ، ص ١٥٩.