جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٧٠ - غزل ٢٤٨ من وصلاح وسلامت؟ كس اين گمان نبرد
|
من و صلاح و سلامت؟! كس اين گمان نبرد |
كه كس به رند خرابات، ظنِّ آن نبرد |
|
آرى، از عاشقان و رندان و پا به همه خواهشهاى نفسانى زدگان، و چشم پوشيدگان از غير دوست، انتظار آن نمى رود كه مصلحت بينى داشته باشند.
مصلحت انديشى كار آنان است كه صلاح خود و همه امورشان را به حقّ سبحانه واگذار نكرده باشند؛ و سلامتى از حوادث عالم طبيعت را آنان طالبند كه قدم در راه عشق و رندى نگذاشته باشند؛ زيرا آن كس كه قدم در طريق عاشقى گذاشت، بايد چشم از سلامتى پوشيده و به هرچه دوست براى او مى خواهد تسليم باشد؛ كه:
١٨٥٩
«لا إيمانَ أَفْضَلُ مِنَ الْإِسْتِسْلامِ.»
[١]: (هيچ ايمانى برتر از تسليم و انقياد نيست.- نيز:
١٨٦٠
«سَنَّةُ الْأَبْرارِ حُسْنُ الّإِسْتِسْلامِ.»
[٢]: (طريقه و روش نيكوكاران، تسليم نيكوست.- همچنين:
١٨٦١
«أَلْمَكارِمُ بِالْمَكارِهِ.»
[٣]: (نيل به صفات عالى و بزرگ تنها با تحمّل سختيها ميسّر مى شود.- نيز:
١٨٦٢
«بِالْمَكارِهِ تُنالُ الْجَنَّةُ.»
[٤]: (تنها با تحمّل سختيها مى توان به بهشت رسيد.) به گفته خواجه در جايى:
|
صلاح كار كجا و من خراب كجا؟ |
ببين تفاوت ره از كجاست تا به كجا؟ |
|
[١] - غرر و درر موضوعى، باب الاسلام والتّسليم، ص ١٦٦.
[٢] - غرر و درر موضوعى، باب السّلم، ص ١٦٦.
[٣] ( ٣، ٤) غرر و درر موضوعى، باب المكاره، ص ٣٤٩.
[٤] ( ٣، ٤) غرر و درر موضوعى، باب المكاره، ص ٣٤٩.