جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ١٨٥ - غزل ٢٦٥ هر آنكه جانب اهل وفا نگهدارد
عليهم السّلام و اولياء و اساتيد- اهل وفاى به عهد عبوديّت ازلى را محترم شمرد و به گفتار و راهنماييهاى آنان عمل كند، خدا او را از بلاهاى عالم طبيعت و تعلّقات و هواى نفس و شيطان و عوامل غفلت نگاهدارى خواهد كرد؛ كه:
٢٠١٧
«أَوْحَىَ اللَّهُ إِلى بَعْضِ الصِّدّيقينَ: أَنَّ لى عِباداً يُحِبُّونى وَأُحِبُّهُمْ، وَيَشْتاقُونَ إِلَىَّ فَأَشْتاقُ إِلَيْهِمْ، وَيَذْكُرُوننى فَأَذْكُرُهُمْ؛ فَإِنْ أَخَذْتَ طَريقَهُمْ، أَحْبَبْتُكَ؛ وَإِنْ عَدَلْتَ عَنْهُمْ، مَقَتُّكَ.»
[١]: (خداوند به بعضى از صدّيقين وحى نمود كه: من بندگانى دارم كه دوستدار من هستند و من نيز دوستدار ايشانم، و آنها به من مشتاقند و من نيز مشتاق ايشانم، و به ياد من هستند و من نيز به ياد ايشان هستم؛ چنانچه راه و روش آنان را گرفتى، تو را نيز دوست مى دارم، و اگر از ايشان رو برگرداندى، مورد غضب و خشم من قرار خواهى گرفت.).
بنابراين، بيت دوّم استقلال در معنى پيدا مى كند و مى خواهد بگويد: اى سالك طريق! اگر طالب آنى كه معشوق تو را به خود وا نگذارد، رشته توجّه و عبوديّت و استقامت در سير و بر طريق فطرت بودن را از دست مده؛ كه: «فَاسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ وَ مَنْ تابَ مَعَكَ»[٢]: (پس چنانكه مأمورى، استقامت و پايدارى نما و هركس كه همراه با تو به خدا رجوع كرد [نيز پايدار باشد]) تا دوست هم تو را رهاننمايد و به خود وا نگذارد؛ كه:
٢٠١٨
«أَلْجِئْ نَفْسَكَ فِى الْأُمُورِ كُلِّها إِلى إِلهِكَ، فَإِنَّكَ تُلْجِئُها إِلى كَهْفٍ حَريزٍ.»
[٣]: (همواره نَفْس خويش را در تمامى امور به پناه معبودت درآور، كه در اين صورت به پناهگاه محفوظ و مصونى پناهش دادهاى.- نيز:
٢٠١٩
«أَوْثَقُ سَبَبٍ أَخَذْتَ بِهِ، سَبَبٌ بَيْنَكَ وَبَيْنَ اللَّهِ.»
[٤]: (مطمئنّترين واسطه اى كه بدان چنگ زدهاى، واسطه ميان تو و خدا مى باشد.)
|
حديث دوست نگويم، مگر به حضرت دوست |
كه آشنا، سخنِ آشنا نگهدارد |
|
[١] - الجواهر السّنيّة، ابواب الائمّة( ع)، باب ما لم يتّصل بامام معيّن، ص ٣٥٨.
[٢] - هود: ١١٢.
[٣] ( ٣، ٤) غرر و درر موضوعى، باب اللَّه تعالى شأنه، ص ١٦.
[٤] ( ٣، ٤) غرر و درر موضوعى، باب اللَّه تعالى شأنه، ص ١٦.