جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٤٠ - غزل ٢٤٣ مژده اى دل كه مسيحا نفسى مى آيد
مىخواهد بگويد: حضرت موسى ٧ به دنبال آتش نرفته، او مى دانسته كه اين آتش، آتش معمولى و ظاهرى نيست، بلكه شعله اى از تجلّيات پروردگار است، كه وى را به خود دعوت نموده تا خداوند پس از آن خدماتى كه موسى براى شعيب ٧ انجام داده و رنجها و ناملايماتى كه تحمل نمود، اجر او را، ديدار و يا تكليم خود قرار دهد، چنانكه از ذيل آيات گذشته ظاهر مى شود، كه: «فَلَمَّا أَتاها، نُودِيَ: يا مُوسى! إِنِّي أَنَا رَبُّكَ، فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ، إِنَّكَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوىً، وَ أَنَا اخْتَرْتُكَ، فَاسْتَمِعْ لِما يُوحى، إِنَّنِي أَنَا اللَّهُ، لا إِلهَ إِلَّا أَنَا، فَاعْبُدْنِي وَ أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِي»[١]: (پس هنگامى كه نزد آتش آمد، ندا داده شد: اى موسى! همانا من، خود پروردگار توام، پس كفشهايت را درآور، كه تو در وادى مقدّس طُوى هستى، و من تو را برگزيدم، پس به آنچه وحى مى شود، خوب گوش كن. همانا من، خود خدا هستم، معبودى جز من نيست، پس تنها مرا بپرست و نماز را براى ذكر و يادم برپادار.- نيز: «يا مُوسى! إِنَّهُ أَنَا اللَّهُ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ»[٢]: (اى موسى! همانا من خود خداى عزيز و حكيم هستم.- همچنين: «فَلَمَّا أَتاها، نُودِيَ: ... أَنْ يا مُوسى! إِنِّي أَنَا اللَّهُ رَبُّ الْعالَمِينَ»[٣] (پس هنگامى كه نزد آتش آمد، ندا داده شد: ... اى موسى! همانا من خود خداوند پروردگار جهانيان هستم.).
اما اينكه از كدام لفظ و كدام جمله آيات گذشته استفاده مى شود كه آن آتش معمولى و ظاهرى نبوده؟ ممكن است از لفظ «إِنّى» كه در تمام آيات گذشته وجود دارد، و يا از دو جمله:
«أَوْ أَجِدُ عَلَى النّارِ هُدىً.»
: (يا بر آتش راه يابم) و
«سَآتيكُمْ مِنْها بِخبرٍ.»
: (بزودى خبرى از آن براى شما مى آورم.- يا ممكن است از الفاظ «آنَسْتُ» و «آنَسَ» استفاده شود كه موسى در همه آيات «ديدن» را تنها به خود نسبت مى دهد، نه همراهانش. و اگر با آنان از «آتش» و «قَبَس» و يا «جَذْوه» سخن به ميان مى آورد.
[١] - طه: ١١- ١٤.
[٢] - نمل: ٩.
[٣] - قصص: ٣٠.