جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٢٥٧ - غزل ٢٧٧ اگر به باده مشكين دلم كشد شايد
|
زمانه گر فكند آتشم به خرمن عمر |
بگو بسوز، كه بر من به برگ كاهى نيست[١] |
|
و در جاى ديگر مى گويد:
|
جلوه گاه رُخ او، ديده من تنها نيست |
ماه و خورشيد همين آينه مى گردانند |
|
|
مَگَرم شيوه چشم تو بياموزد كار |
ورنه مستورى و مستى همه كس نتوانند[٢] |
|
|
طمع ز فيض كرامت مَبُر كه خُلْق كريم |
گنه ببخشد و بر عاشقان ببخشايد |
|
اى خواجه! واى سالك طريق! گناهان و غفلتهايت تو را از راه يافتن به قرب دوست نااميد ننمايد؛ زيرا او كريم است، و صاحبان كرامت را خُلْقى كريم مى باشد، و از تقصير بندگان عاشق خواهند گذشت و به خود راه خواهند داد؛ كه: «قُلْ: يا عِبادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ! لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ؛ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً، إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ. وَ أَنِيبُوا إِلى رَبِّكُمْ، وَ أَسْلِمُوا لَهُ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَكُمُ الْعَذابُ، ثُمَّ لا تُنْصَرُونَ.»[٣]: (بگو: اى بندگان من، كه بر نَفْسهاى خويش تجاوز و ستم كردهايد! از رحمت خدا نوميد نشويد؛ كه خداوند همه گناهان را مى آمرزد، بدرستى كه او بسيار آمرزنده و مهربان مى باشد. و پيش از آنكه عذاب شما را دريابد و كسى نتواند شما را يارى كند، با تمام وجود به سوى پروردگارتان رجوع كرده و تسليم او باشيد.) در جايى مى گويد:
|
گر چه افتاد ز زلفش گِرِهى در كارم |
همچنان چشمْ گشاد، از كرمش مى دارم |
|
[١] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ٦٥، ص ٨١.
[٢] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ١٧٢، ص ١٤٩.
[٣] - زمر: ٥٣ و ٥٤.