جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٤٠٥ - غزل ٢٣٥ گل بىرخ يار خوش نباشد
١٨٥٤
تُوصِلُنى إِلَيْكَ.»
[١]: (معبودا! بازگشت و توجّه به آثار و مظاهر، موجب دورى از ديدارت مى شود، پس با بندگيى كه مرا به تو واصل سازد، تصميم و نيّتم را بر خودت متمركز نما.- نيز:
٢٢٩٥
«إِلهى! أَمَرْتَ بِالرُّجُوعِ إِلَى الآثارِ، فَارْجِعْنى إِلَيْكَ بِكِسْوَةِ الْأَنْوارِ وَهِدايَةِ الْاسْتِبْصارِ. حَتّى أَرْجِعَ إِلَيْكَ مِنْها كَما دَخَلْتُ إِلَيْكَ مِنْها، مَصُونَ السِّرِّ عَنِ النَّظَرِ إِلَيْها وَمَرْفُوعَ الْهِمَّةِ عَنِ الإِعْتِمادِ عَلَيْها؛ إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَىْءٍ قَديرٌ.»
[٢]: (بار الها! خود امر فرمودى به بازگشت به سوى آثار و مظاهرت، پس [توجّه] مرا با پوشش انوار و راهنماييى كه تو را مشاهده كنم به خويش باز گردان، تا همچنانكه از آنها به سوى تو وارد شدم، از طريق آنها به سوى تو باز گردم، در حالى كه درونم از نظر به آنها مصون و محفوظ مانده، و همّتم از تكيه بر آنها برداشته شده باشد؛ كه تو بر هر چيزى توانايى.)
|
هر نقش، كه دست عقل بندد |
جز نقش نگار، خوش نباشد |
|
اى دوست! صحيح است كه عقل راهنماى به توست، ولى كجا مى تواند هدايت گر به نقش جمال و كمالت باشد؟ كه:
١٧٣٢
«أَلْعَقْلُ آلَةٌ أُعْطيناها لِمَعْرِفَةِ الْعُبُودِيَّةِ، لا لِمَعْرِفَةِ الرُّبُوبِيَّةِ.»
[٣]: (عقل، وسيله اى است كه جهت شناخت بندگى به ما عنايت شده، نه براى شناخت ربوبيّت.)، اين تويى كه عاشق را به خود راهنمايى؛ كه:
٢٢٧٢
«يا مَنْ دَلّ عَلى ذاتِهِ بِذاتِهِ.»
[٤]: (اى كسى كه به ذاتش بر ذاتش راهنماست.- يا:
١٧٣٤
«وَبِكَ أَسْتَدِلُّ عَلَيْكَ، فَاهْدِنى بِنُورِكَ، إِلَيْكَ.»
[٥]: (و تنها به تو بر تو راهنمايى مى جويم، پس به نور خويش مرا به سويت رهنمون شو.).
[١] - اقبال الاعمال، ص ٣٤٨.
[٢] - اقبال الاعمال، ص ٣٤٩.
[٣] - الاثنى عشريّة فى المواعظ العدديّة، ص ١٢٩.
[٤] - بحارالانوار، ج ٩٤، ص ٢٤٣.
[٥] - اقبال الاعمال، ص ٣٤٩.