جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٢٤٣ - غزل ٢١٢ ساقى ار باده از اين دست بجام اندازد
(و نزد پروردگارشان روزى داده مى شوند.) ويا: «عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ»[١]: (نزد پادشاه قدرتمند.- چنانچه روزى دست از افكار خام خود بكشد و به مراقبه جمال محبوب و اخلاص در اعمال خود بپردازد، به هر دو نعمت خواهد رسيد.
حال كه او بر سر انكار و خام طمعى مانده و نمى خواهد پخته شود:
|
باده با محتسب شهر ننوشى، حافظ! |
كه خُورَد بادهات و سنگ به جام اندازد |
|
اسرار عالم عشق را با زهّاد قشرى مگو، كه استفاده ها از تو مى نمايند، و در آخر چوب تكفير را بلند مى كنند؛ كه:
١٥٣٤
«صَدْرُ الْعاقِلِ صُنْدُوقُ سِرِّه.»
[٢]: (سينه عاقل، صندوق راز اوست.- نيز:
١٥٣٥
«مَنْ أَسَرَّ إِلى غَيْرِ ثِقَةٍ، ضَيَّعَ سِرَّهُ.»
[٣] (هركس رازش را براى شخصى كه مورد اطمينان او نيست، فاش كند، آن را ضايع نموده است.- يا:
١٥٣٦
«لا تُودِعَنَّ سِرَّكَ مَنْ لا أَمانَةَ لَهُ.»
[٤]: (هرگز رازت را نزد كسى كه امانت را رعايت نمى كند، به وديعه مگذار.).
[١] - قمر: ٥٥.
[٢] - غرر و درر موضوعى، باب السّرّ، ص ١٥٨.
[٣] ( ٣، ٤) غرر و درر موضوعى، باب السّر، ص ١٥٩.
[٤] ( ٣، ٤) غرر و درر موضوعى، باب السّر، ص ١٥٩.