جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٣٠ - غزل ١٨٣ در آن هوا كه جز برق اندر طلب نباشد
آدم ٧ با «ثُمَّ اجْتَباهُ رَبُّهُ، فَتابَ عَلَيْهِ وَ هَدى»[١]: (سپس پروردگارش او را برگزيد و توبه او را پذيرفته و وى را هدايت نمود.) به مقام برگزيدگى نائل شد، و شيطان (لعنه اللَّه) با عصيان و كفرش رانده شد؛ كه: «إِنَّ الشَّيْطانَ كانَ لِلرَّحْمنِ عَصِيًّا.»[٢]: (همانا شيطان، سخت با خداى رحمان مخالفت و عصيان كرد.- نيز: «وَ كانَ الشَّيْطانُ لِرَبِّهِ كَفُوراً»[٣]: (و شيطان، سخت كفران [نعمت] پروردگارش را نمود.- همچنين «وَ ما هُوَ بِقَوْلِ شَيْطانٍ رَجِيمٍ»[٤]: (وآن [قرآن شريف] هرگز كلام شيطان رانده شده نيست.).
اينجاست كه معناى اين آيه شريفه معلوم مى شود: «لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ، قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ؛ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ، فَقَدِ، اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى لَا انْفِصامَ لَها»[٥]: (اجبارى در دين نيست؛ [زيرا راه] هدايت و ضلالت روشن گرديده؛ لذا هركس به طاغوت و غير خدا كفر ورزيده و به خداوند ايمان آورد، مسلّماً به دستگيره محكم و استوارى كه حتّى شكستگى ظريفى در آن راه نداشته باشد، چنگ زده است.).
ومعلوم مى گردد كه چرا «اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا، يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ. وَ الَّذِينَ كَفَرُوا، أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ، يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ، أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ، هُمْ فِيها خالِدُونَ»[٦]: (خداوند، سرپرست و متولّى امور مؤمنان است، آنان را از تاريكيها خارج نموده، و به سوى نور مى برد. و آنان كه كفر ورزيدند، سرپرستشان، طاغوت مىباشد، كه آنان را از نور خارج نموده و به تاريكيها در مى افكنند. آنان اهل آتش.
[١] - طه: ١٢٢.
[٢] - مريم: ٤٤.
[٣] - اسراء: ٢٧.
[٤] - تكوير: ٢٥.
[٥] - بقره: ٢٥٦.
[٦] - بقره: ٢٥٧.