ادب حضور (ترجمه فلاح السائل) - السيد بن طاووس؛ مترجم محمد روحي - الصفحة ٣٥٠ - استغفار
ظاهرى و صورت و قلب و باطن بنده بسان گناهكارانى باشد كه از محضر خداوند بزرگى كه به تمام اسرار آگاه است، طلب آمرزش و مغفرت مىكنند، زيرا اگر در حالى كه قلبش به غفلت، و عقلش به نسيان و فراموشى مبتلاست، و يا با حالت كسالت و سستى از خداوند- جلّ جلاله- طلب آمرزش نمايد، اين گونه استغفار، خود از جمله گناهان است، و چنين استغفاركنندهاى همانند كسى خواهد بود كه خدا را استهزا مىكند و ايمن نخواهد بود كه زود به عقوبت گرفتار گردد، زيرا در روايت آمده:
روزى مولايمان امير المؤمنين علىّ بن ابى طالب ٧ در ميان گروهى از مهاجرين و انصار نشسته بود. مردى از آن ميان گفت:
«أستغفر اللَّه»- از خدا طلب آمرزش مىكنم.
حضرت علىّ ٧ با حالت خشمگين به او روى نموده و فرمود: واى بر تو، آيا مىدانى معناى استغفار چيست؟ استغفار اسمى است كه بر شش معنى واقع مىشود:
نخست: پشيمانى از گذشته.
دوّم: عزم و تصميم جدّى بر بازگشت نكردن به گناه گذشته.
سوّم: به هر واجبى كه ضايع نموده و بجا نياوردهاى توجّه نموده و آن را انجام دهى.
چهارم: هر چه ميان تو و مردم است به مردم برگردانى، تا اينكه خداوند را با حالتى كه از گناهان پاكيزه هستى و پيامد هيچ گناهى بر تو نيست، ملاقات نمايى.
پنجم: به گوشتى كه به واسطه حرام خوارى بر بدنت روييده توجّه نموده و آن را با غم و اندوه از بين ببرى [يا: بگذارى] تا اينكه گوشت ديگر به جاى آن برويد.
ششم: تلخى طاعت را به جسم خود بچشانى، چنان كه شيرينى معصيت را به آن چشاندهاى، آنگاه در اين هنگام بگويى: «أستغفر اللَّه.» از جمله رواياتى كه پيرامون هفتاد مرتبه استغفار گفتن بعد از نماز عصر نقل شده، اين است كه امام صادق ٧ فرمود: «هر كس در تعقيب نماز عصر هفتاد بار از