ادب حضور (ترجمه فلاح السائل) - السيد بن طاووس؛ مترجم محمد روحي - الصفحة ٣٧٥ - لزوم محاسبه و توبه از گناهان
وَ لا يَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ.[١]- [بگو: اى اهل كتاب ...] و اينكه ما يك ديگر را به عنوان پروردگاران غير خدا نگيريم.
همچنين در روايت آمده كه مولايمان علىّ ٧ فرمود: «امّا بعد، براستى كه خداوند- تبارك و تعالى- حضرت محمّد ٦ را به حق برانگيخت، تا بندگانش را از پرستش بندگان به پرستش خويش، و از وفاى به پيمانهاى بندگان به عمل به پيمانهاى خود، و از اطاعت بندگان به طاعت و عبادت خود، و از ولايت [يعنى دوستى و يا سرپرستى] بندگانش به ولايت خويش بيرون آورد.» و نيز در بعضى از احاديث ديدم كه خداوند- جلّ جلاله- به بعضى از پيامبران و خواصّ درگاهش از ظلم و ستم بندگان نسبت به مقام مقدّسش گله و شكوه مىنمايد.
براستى اگر گله و شكوه از بيان و گفتار خداوند صادر نشده باشد، زبان حال او چگونه شكايت ننمايد؟ در حالى كه ما به اعمال زشتى كه شرح داديم متّصف هستيم. و نادانى بندگان و بردگان به آنجا رسيده كه خداوند- جلّ جلاله- به تنهايى آنان را آفريد، و هيچ كس در آفرينش و تقدير امور آنان شريك او نبود، آنگاه هم او- جلّ جلاله- به منظور آگاهانيدن آنان نسبت به يگانگىاش در پديد آوردن و تدبيرشان فرمود:
نَحْنُ خَلَقْناكُمْ، فَلَوْ لا تُصَدِّقُونَ، أَ فَرَأَيْتُمْ ما تُمْنُونَ، أَ أَنْتُمْ تَخْلُقُونَهُ أَمْ نَحْنُ الْخالِقُونَ؟![٢]- ما شما را آفريديم، پس چرا باور نداريد؟ پس آيا نديديد كه شما منى بوديد، آيا شما آن را [به صورت انسان] خلق مىكنيد، يا اينكه آفريده او ماييم؟! و نيز فرمود:
ما أَشْهَدْتُهُمْ خَلْقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ، وَ لا خَلْقَ أَنْفُسِهِمْ.[٣]- آنان را بر آفرينش آسمانها و زمين و يا بر آفرينش خودشان آگاه نگردانيدم.
[١] آل عمران( ٣): ٦٤.
[٢] واقعه( ٥٦): ٥٧ تا ٥٩.
[٣] كهف( ١٨): ٥١.