ادب حضور (ترجمه فلاح السائل) - السيد بن طاووس؛ مترجم محمد روحي - الصفحة ٣٦١ - دعاى حضرت زهراء
غم و اندوه و موجب اهتمام من است چه امورى كه بر من پوشيده است و يا در ذهنم حاضر است، و هر چه را كه از آن هراس دارم، كفايت فرما، اى مهربانترين مهربانها.
خدايا، امورم را به تو واگذار نمودم، و به تو تكيه زدم، و به واسطه جنايات و گناهانى كه بر نفس خويش نمودم، از روى ترس و هراس از تو و طمع و آز به تو آن را به تو تسليم نمودم، و تويى خداوند بزرگوارى كه اميد هيچ كس را قطع نمىفرمايى، و دعاى هيچ كس را نوميد و محروم نمىنمايى، پس به حقّ خليلت حضرت ابراهيم، و كليمت حضرت موسى، و روحت حضرت عيسى، و برگزيده و پيامبرت حضرت محمّد ٦ در خواست مىنمايم كه روى با كرامتت را از من برنگردانى، تا اينكه توبهام را پذيرفته [و بر اشك چشمم رحم آرى]، و گناهم را بيامرزى، اى مهربانترين مهربانها، و اى فرمانرواترين فرمانروايان.
خداوندا، انتقام مرا از كسانى كه به من ستم روا داشتهاند بگير، و مرا بر كسانى كه با من سر ستيز دارند پيروز گردان. خدايا، مصيبت مرا در دينم قرار مده، و دنيا را بزرگترين همّ و غم و نهايت اندازه دانشم قرار مده. خداوندا، دينم را كه مايه نگاهدارى امور من است، و دنيايم را كه معاش و روز گذران من در آن است، و آخرتم را كه بازگشتم به سوى آن است اصلاح فرما، و زندگانى دنيا را براى من مايه افزونى از هر خير و خوبى قرار ده، و مرگ را آسودگى از هر شرّ و بدى بگردان. خداوندا، براستى كه تو بسيار گذشتكننده هستى، و عفو و گذشت را دوست مىدارى، پس از من در گذر. خدايا، تا زمانى كه زندگانى را براى من خير مىدانى زندهام بدار، و هنگامى كه مردن به خير من است، جان مرا بستان. و هراس از خود را در نهان و آشكار، و عدل و داد در حال خشم و خرسندى را از تو خواستارم، و ميانه روى در حال فقر و غنى را از تو مسألت دارم، و از تو درخواست مىنمايم نعمت معنوىاى را كه هرگز از بين نمىرود، و نور چشمى را كه هرگز تمام نمىشود، و خشنودى بعد از قضا و اراده حتمىات را از تو مسألت دارم، و لذّت نظر به رويت [اسماء و صفات] را از تو مىخواهم.
خداوندا، براستى كه براى ارشاد امرم از تو طلب هدايت مىنمايم، و به تو پناه مىبرم از شرّ نفسم. خدايا، عمل بد انجام دادم، و به خود ستم نمودم، پس مرا بيامرز، كه گناهان را جز تو نمىآمرزد. خداوندا، از تو زود رسانيدن عافيتت، و شكيبايى بر بلايت، و خروج