ادب حضور (ترجمه فلاح السائل) - السيد بن طاووس؛ مترجم محمد روحي - الصفحة ٣٤٢ - دعاهاى مختلف حضرت يوسف
روايت شده. چنان كه ابن خارجة مىگويد: از دگرگونى وضعيّتم[١] به محضر امام صادق ٧ گله نمودم. فرمود: چرا از دعاى حضرت يوسف ٧ غفلت دارى؟ عرض كردم: دعاى ايشان چه بود؟ فرمود: او پيوسته مىفرمود:
«سكن جسمى من البلوى، و سبقنى لسانى بالخطيئة، فإن يكن وجهى خلق عندك، و حجبت الذّنوب صوتى عنك، فإنّى أتوجّه إليك بوجه الشّيخ يعقوب.»
- جسمم به واسطه بلا و گرفتارى از كار باز ايستاده، و زبانم به گناه پيشى گرفته، پس اگر در نزد تو بىآبرو شدهام، و گناهان مانع رسيدن صدايم به تو شده، پس به واسطه آبروى پيرمرد بزرگوار، حضرت يعقوب به تو متوجّه مىشوم.
وى مىگويد عرض كردم: حضرت يوسف ٧ مىگفت: «بوجه الشّيخ يعقوب» من چه بگويم؟ فرمود: بگو:
«بوجه محمّد، صلّى اللَّه عليه و على أهل بيته.»
- به آبروى حضرت محمّد- كه درود خداوند بر او و اهل بيت او باد- به تو متوجّه مىشوم.
گفتنى است كه دعاى حضرت يوسف ٧ در زندان با الفاظ ديگر نيز نقل شده است.
امّا عبارت
«سكن جسمى من البلوى»
شايد در اصل
«شكا جسمى من البلوى»
: (جسمم از بلا و گرفتارى به درد آمده و به درگاه تو گلهمند است) بوده، ليكن من لفظ را به همان صورت كه يافتم نقل كردم.
همچنين از بهترين دعاهاى حضرت يوسف ٧ در چاه، دعايى است كه امام صادق ٧ فرمود: «هنگامى كه برادران حضرت يوسف- صلوات اللَّه عليه- وى را در چاه انداختند، جبرئيل بر او نازل شد و گفت: اى پسر، چه كسى تو را در اين چاه انداخت؟ فرمود: برادران پدرىام به من حسد ورزيدند. گفت: آيا مىخواهى از اين چاه بيرون آيى؟ فرمود: اين امر به دست معبود و خداوند ابراهيم و اسحاق و
[١] به نظر مىرسد به قرينه دعاى آينده، مقصود از دگرگونى وضعيّت وى، بيمارى است.