ادب حضور (ترجمه فلاح السائل) - السيد بن طاووس؛ مترجم محمد روحي - الصفحة ٢١٣ - فرق محبت و خشنودى خداوند با ثواب و عقاب او
٤- احاديث و دعاهايى كه عبارت ذيل را (به اين مضمون و يا به اين لفظ) به وضوح در بردارند[١]، مطلب را بيشتر روشن مىكنند كه:
«اللّهمّ، إن لم ترض عنّى، فاعف عنّى، فقد يعفو المولى عن عبده و هو غير راض عنه.»
- خداوندا، اگر از من ناخشنودى پس از من در گذر، زيرا گاهى مولى با اينكه از بنده خود ناخرسند است، او را عفو مىكند.
٥- آيا نمىدانى كافرانى كه خداوند- جلّ جلاله- مىدانسته بر حال كفر جان خواهند سپرد، به حكم عدل [يا: عقل] در حال حيات مستحقّ عقوبت هستند؟ و اگر مسلمان باشى، مسلّما اعتقاد دارى كه خداوند- جلّ جلاله- قطعا در حال كفر آنان نسبت به ايشان خشمگين است، پس خداوند- جلّ جلاله- از زود عقوبت كردن آنان در گذشته، و عقابشان را به بعد از وفاتشان تأخير انداخته، با اينكه از هنگامى كه آنان كفر ورزيدهاند و خداوند مىدانسته كه پيوسته بر كفر خويش خواهند بود، مورد غضب الهى بودهاند.
بر اين پايه، اين مطلب روشن مىكند كه خشم خداوند- جلّ جلاله- پيش از عقوبت اوست، زيرا خداوند- جلّ جلاله- در اين صورت با اينكه از بنده ناخشنود است، از عقوبت بنده در گذشته و او را عذاب نكرده است، چنان كه در دعاها آمده است كه «خداوند، با اينكه از مؤمن ناخشنود است، او را عفو مىفرمايد.»؛ و نيز حال كافرانى كه با حالت كفر مىميرند و عقوبتشان به تأخير مىافتد، با اينكه خداوند بر آنان خشمگين است، به صورتى كه بازگو نموديم نيز چنين است، يعنى با اينكه خداوند- جلّ جلاله- از بنده خشمگين است، او را عفو مىفرمايد.
زيرا اگر خداوند ناخشنود باشد مسلّما خشمگين و غضبناك خواهد بود. و نمىشود خداوند در يك وقت و از يك جهت، از مقام رضا و غضب خالى باشد، بنا بر اين اگر غضب همان عقاب باشد، محال است كه بندهاى را عفو فرمايد و در آن
[١]. امكان دارد كه لفظ« متظاهرة» در نسخه بردارى از نسخه اصلى كتاب، به جاى« متظافرة» نوشته شده باشد، كه در اين صورت معناى اين جمله چنين مىشود: اين عبارت( به اين مضمون و يا به همين لفظ) در احاديث و دعاهاى بسيار آمده است.