درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٧ - الحديث الثانى من صفات الذات و هو الباب الثانى عشر من كتاب التوحيد
از نظام جهان خلقت مورد ترديد بوده است زيرا با اين وضوح و دلايل چگونه نسبت بآن ترديد نمودهاند از جمله دلايل صريح بر علم ازلى نسبت باشياء قبل از خلقت.
١- خلق اشياء ظهورى از علم و حكمت و اراده كبريائى ازلى است زيرا بفرض در مقام ذات علم باشياء نبود چگونه آنها را مورد افاضه قرار ميدهد كه پس از وجود بآنها احاطه علمى بيابد و قبل از خلقت علم بآنها نداشته باشد اين جز خلف و گزاف نخواهد بود.
٢- ساحت قدس ربوبى نور حقيقى بسيط است و لازم آن افاضه و تابش نور بعوالم امكانى است و اين از مقام ذات و حريم قدس فيضان خواهد داشت چگونه از ازل علم نداشته است بآثار و فيوضاتى كه بعوالم بتابد و اشراق نمايد چه آنكه ذات كبريائى قيوم على الاطلاق است و همه موجودات پرتوى از صفت ربوبيت و قيوميت او هستند چگونه در ازل احاطه بآثار و فيوضات خود كه از حريم قدس است علم نداشته باشد اين خلف فرض است.
خلاصه بر حسب صفت ربوبيت و قيوميت همه موجودات و اشياء نحو وجودى از ازل در علم ربوبى داشته و دارد و چنانچه گفته شود كه قبل از خلقت علم حق سبحانه مورد تزلزل و ترديد است خلف فرض صفت قيوم فياض على الاطلاق است و كلمه (وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا) صريح است در اينكه بهمه شئون موجودات امكانى و مقامات وجودات آنها از ازل حضور ذاتى داشته و دارد.
و خلاصه علم ربوبى در مقام ذات كبريائى كه نفس هويت ربوبى و عبارت از علم اجمالى بسيط نهايت بساطت كه علم بذات عين علم بهمه اشياء است وجودات و ذات كبريائى بمنزله علم به كل اشياء خواهد بود بحيث لا كثرة فيه.
و مقام دوم از مقامات وجودى اشياء و موجودات خارجى مقام قضاء و علم تفضيلى بما بعد الذات و متأخر از ذات كبريائى است و در آيه كريمه بكلمه خزائنه