درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٥٨ - ترجمه سؤالات ابليس
آنست كه كفر ذاتى و پليدى و ظلمت جوهر خود ابليس سبب امتناع از سجده بآدم و استكبار و خودخواهى او بود نه آنست كه ظلمت ذاتى و جوهر وجودى او سبب بود كه حق و حقيقت و فضيلت آدم را بر خود ادراك ننمايد و در مقام و مكابره با ساحت قدس ربوبى برآيد.
شگفت اينكه پس از اينكه حكم طرد او از رحمت كبريائى شرف صدور يافت با اظهار قدرت اظهار كرد كه همه افراد بشر را اغواء خواهم نمود و هم كيش خود خواهم نمود جز افراد مخلص از بندگان تو را درخواست ديگرى نمود كه شاهد بر نهايت پليدى و ظلمانى جوهر وجود او است باينكه فَأَنْظِرْنِي إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ حيات و قدرت مرا مستمر بدار تا روز قيامت پاسخ شرف صدور يافت فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرِينَ إِلى يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ زندگى و نيروى اغوائى تو ادامه خواهد يافت تا روز معلوم كه بر تو پنهان خواهد بود.
و غرض از سؤالات و شبهات جز اعتراض و مكابره و نيز اغواء پيروان خود كه ناقص هستند نيست آنها نيز نميخواهند حقايق امور را بفهمند از نظر شقاوت روانى كه آنان را به پيروى از القائات و نيرنگهاى شيطانى تشويق مىنمايد.
هم چنان كه گفته شده الوهم هو ابليس لم يسجد لخليفة اللَّه و كلمته حين سجدت ملائكة القوى كلها و ابى و استكبر و لهذا كل ما يحكم به العقل من الامور المجرد عن المادة ينكره الوهم پيوسته ابليس درونى با نظر حقيقت بينى بشر مخالف و معارض است.