درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٤٩ - پرتوى از تجسم عمل
و عقليات آنان استفاده مىنمود و از نيروى ديدنى امور ديگرى را استفاده مىنمود كه هيچ رابطه با شنيدنىها نداشته خلاصه از هر نيروئى كه بعالم خارج ارتباط داشته سنخ خاصى ارتباط مىنمود ولى در عالم شهود كه همه نيروهاى پنجگانه را نيز روح بشخصه واجد است يعنى از نيروى شنوائى همان حقيقتى را مىيابد و مىفهمد كه از نيروى بينائى و لمسى استفاده مىنمايد.
هم چنان كه از آيه كريمه إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ كُلُّ أُولئِكَ كانَ عَنْهُ مَسْؤُلًا استفاده مىشود كه قواى نيروى سامعه و باصره بقوه نيروى قلب و نفس است زيرا ممكن است كه چند نفر مطلبى را بشنوند و يا مشاهده نمايند هر يك بطورى حقيقتى را بفهمند ولى فؤاد و قلب است كه از شنيدنى و ديدنىها استفاده مىنمايد و اساس آگهى و احساس بر قلب و فؤاد استوار خواهد بود از اين بيان استفاده مىشود كه در عالم برزخ و شهود نيز روح همه قوا و نيروهاى پنجگانه خود را كه وحدت دارند پيوسته بكار مىبرد در نتيجه بهمه آنچه در روح حضور يافته و بطور غيبى ثابت خواهد بود مورد همه گونه احاطه شهودى و حضورى بينائى و شنوائى و آگهى شهودى قرار خواهند گرفت و بوجودات مثالى از عقيده و اعمال جوارحى و حركات و سكنات و خاطرات بر همه آنها با تمام قوا و نيروهاى درونى خود احاطه و بحقيقت حضور خواهند داشت بطورى كه در اثر اشراقات غيبى هرگز از حيطه قدرت و شهود و آگهى روح چيزى پنهان نخواهد بود.
بديهى است اين چنين نيروى احاطه و شهودى و حضورى و علمى و قدرتى اختصاص بارواح اهل ايمان كامل دارد كه در عالم برزخ و شهود بصورتهاى علمى و موجودات و اشراقات مثالى عقيده و افعال اختيارى خود مسرور و سرگرم خواهند بود و نفوس بشرى اهل ايمان در عالم دنيا اين چنين قدرت و آگهى بر اعمال و گفتار خود نخواهند داشت زيرا در اثر تعلق تدبيرى ببدن احاطه علمى او نيز در اثر عوائق محدود خواهد بود.