درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٤ - الحديث الثالث عشر
سبحانه و فاعل اصيل و بعيد فعل صادر حق سبحانه خواهد بود.
بر اين اساس مفوضه نظر باينكه صدور فعل را از بشر و مستند بقواى ظاهرى و باطنى او پندارند سبب ضلالت و گمراهى آنها شده و توجه باستناد آن نيروها بحريم ربوبى ننمودهاند كه همه مخلوق و وجود آنها ربط محض و پرتوى از اشعه هستى است كه از حريم ربوبى منبعث و همه را فرا گرفته و حركات صدورى اعضاء و جوارح فاعل نيز عبارت از نيروئى است كه حق سبحانه آن را آفريده و در اختيار فاعل نهاده است.
بر اين تقدير تفويض افعال و اعمال و حركات به بشر بىاساس و غير معقول است با اينكه وجود بشر و همه شئون وجودى او مخلوق و عاريتى است و همه حركات ارادى و غير ارادى و جوارحى او در اثر نيروى غيبى است و مخلوق هستند چگونه تصور ميرود كه فاعل در عمل و فعل خود استقلال وجودى و فعلى و عملى داشته باشد بلكه همان طور كه وجود و همه قواى و جوارح او مخلوق و عاريتى است فعل صادر از او نيز مخلوق خواهد بود به لحاظ ارتباطى كه با ساحت خالق خواهد داشت.
و اشاعره كه قائل به جبر هستند فقط توجه بصدور وجود و همه شئون وجودى فاعل نمودهاند آنها كه همه مخلوق حق سبحانه هستند و توجه ننمودهاند باينكه وجود اطلاقى كه به بشر موهبت شده جنبه امكانى و مرتبه نازلى نيز بر حسب مورد قابل و فاعل خواهد داشت يعنى نيروى ظاهرى و باطنى و جوارحى فاعل نيز بكار رفته است و همه قوا و حركات و نيروها گر چه وجود آنها از ساحت ربوبى است ولى جنبه قابليت قابل و امكان آن را نيز بايد در نظر گرفت هم چنان كه بديهى است هرگز فعل جوارحى از ساحت ربوبى صادر نخواهد شد و محال است بلكه فاعل همه قوا و نيروهاى و اعضاء جوارح خود را بكار برده است قوا و نيروهاى بسيارى كه حق سبحانه باو موهبت نموده يعنى اشعه و تابش