درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٤٨ - پرتوى از تجسم عمل
نظام آن بر اساس وجدان و شهود و احاطه و آگهى است كه هر روحى كه از بدن عنصرى خود جدا شده و در وجود استقلال مىيابد ملازم خواهد بود با وجدان و احاطه كامل علمى و شهودى بر همه لحظات زندگى دنيوى خود كه همه سرگذشتهاى او در نزد روح حاضر خواهد بود نه حضور هنگام عمل و حركت زيرا عمل هنگام صدور بر اساس تدريج بوده و هر جزئى كه صورت بگيرد اجزاء سابق آن فانى شده از اين نظر عمل بما هو وجود ثابت نداشته كه حاضر باشد براى فاعل بلكه مراد وجود ثابت فعل است در نظام وجود كه صورت گرفته و باقى است همان صورت علمى و آگهى آن فعل را بطور حضور ثابت در روح به نيروى تحقق و حضور خواهد يافت و وجود امرى در روح بطور حضور قوىتر از ظهور آن بطور حلول و يا ارتسام و يا خطور و يا حصول علمى خواهد بود.
زيرا همه آنها توأم با ضعف و نقص و تزلزل خواهد بود ولى حضور سيرت عمل در روح نحو ثبات و ظهور روح خواهد بود و اطلاق جمله تجد آنست كه هرگز وجدان حضور عمل بصورت غفلت و يا نسيان و يا ترديد نخواهد درآمد و اين خصيصه عالم برزخ است زيرا در دوره زندگى دنيوى هرگز نفوس بشرى اين قوه و استعداد را ندارند كه مطالب چند و يا حادثه چندى را بطور حضور و بطور دائم واجد باشند بلكه به مجرد اشتغال نفوس بشرى بامر خارج از آن صورت حاضر منصرف خواهد شد پس حضور عقيده قلبى و اعمال و سيرت جوارحى و همه لحظات زندگى در روح بطور دائم و ثابت اختصاص بعالم شهود و برزخ و قيامت خواهد داشت.
بديهى است وجدان روح نيز بطور شهود و رؤيت و احاطه و بينائى و سائر اقسام احاطه خواهد بود زيرا نفوس بشرى در حال حيات و تعلق تدبيرى بدن از نيروها و حواس پنجگانه استفاده مىنمود و از هر يك از حواس پنجگانه نحو خاصى استفاده داشت مثلا از نيروى شنوائى از نوسان هوا و فكريات افراد بشر