درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٨٦ - الحديث الاول
و استكبار بوده ناگزير بر اساس دلايل واهيه و قوه واهمه بىاساس در مقام احتجاج برآمد و از سجده بآدم امتناع ورزيد فقط قوه واهمه است كه در مقام استكبار خواهد برآمد و هر يك از قواى ظاهرى و باطنى از نظر مذلت وجودى در مقام اظهار عبوديت ذاتى طبيعى هستند جز قوه واهمه يعنى قوهاى كه بر اساس خودخواهى و استدلال بدلايل بىپايه براى اثبات خودخواهى و استكبار خود مىباشد و شيطان نيز موجودى است كه بر اين اساس در مقام كبريائى اظهار نمود و قوه واهمه و نيروى پليد عناد درونى خود و انكار حقيقت را بكار برد براى اثبات مرام و شرافت خود و از جمله استكبار شيطان اينكه روح قدس رسولان و رجال الهى را ناديده گرفته از آنان تعبير بخاك نمود و خود را از آتش با حرارت معرفى نمود و روحانيت روح را ناديده گرفته است هم چنين فرعون در مقام انكار دلايل آشكار موسى عليه السّلام در مقام مغالطه برآمد و اساس قوه واهمه بر اثبات خرافات و انكار حقايق است.
با اينكه ابليس از جهاتى شرافت و قدس وجودى آدم و رسولان را ميدانست از جمله اينكه مشاهده نمود كه روح قدس ببدن عنصرى آدم دميده شد و بوى حق سبحانه اسماء حسنى و حقايقى را تعليم فرمود و در نتيجه امر فرمود كه بفرشتگان مقرب نيز تعليم نمايد هم چنان كه بطور كلى عباد مخلصين را استثناء و بقدس روح آنان تصديق نمود مع ذلك در مقام مكابره با ساحت كبريائى برآمد و بدليل كه خود ميدانست جز احتجاج باطل و خودپرستى غرضى نداشت.
و بدين طريق به پيروان خود آموخت چگونه امر باطلى را مىتوان بصورت دليل بدان احتجاج نمود و شگفت اينكه بعضى علماء و مفسرين نيز آنچنان باحتجاج ابليس شيفته شده كه صريحا اظهار نمودند كه چنانچه همه مردم در مقام دفاع از احتجاجات ابليس برآيند نمىتوانند پاسخ صحيح باستدلال ابليس بدهند جز اينكه ساحت كبريائى مقدس و منزه است از هر نقص و اعتراض