درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٦٠ - مقام قدسيان
مسيح كه هرگز فرشتگان تصور مقام خلوص آنان را نمىنمودند زيرا هر موجودى در حد وجودى خود احاطه بحقايقى خواهد داشت و از جمله كوتاه إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ از اعتراض خود صرف نظر نمودند و در مقام امر بسجده بآدم ابو البشر كه مثالى از رسولان و مخلصان است در مقام امتثال برآمدند.
ولى ابليس نظر باينكه نيروى پليد واهمه و خودخواه و در مقابل حقايق اظهار نظر و اعتراض براساس بىپايهاى نمود گر چه در صف فرشتگان ميزيسته و مقام نازل از آنان را داشته زيرا كه قدسيان و فرشتگان هر يك مقام معلوم و خاصى دارند و شركت در يك مقام ندارند و ابليس مقام نازلتر از همه فرشتگان بود ولى از نظر اينكه محك و وسيله امتحان در ميان نبود كه پليدى و ظلمت او آشكار شود و با ساير فرشتگان مشغول اظهار عبوديت بود و اختصاص داشت باعتقاد توحيد و يگانگى حق سبحانه و نيز از ناحيه حق سبحانه مأموريت نداشته كه اظهار تواضع بنمايد و چون حق سبحانه بهمه فرشتگان اظهار فرمود و فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ ساجِدِينَ شيطان در مقام عناد و نيروى خودخواهى و استكبار برآمد.
براساس دلايل باطل از جمله اينكه آدم را از خاك آفريده و مرا از آتش در صورتى كه ابليس مشاهده نمود كه حق سبحانه آدم را از روح مقدس وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي آفريده و باو اسماء و صفات كبريائى را تعليم فرمود مع ذلك در مقام نيرنگ و خودپرستى برآمد باستناد اينكه آدم از خاك آفريده شده است در صورتى كه خود او عباد مخلصين را استثناء نمود كه نيروى حيله و مكر بىپايان ضررى نخواهند افكند شاهد آنست كه رسولان و پيامبران و اوصياء آنها انوار قدسيه و ارواح طاهره هستند مع ذلك در مقام احتجاج و مغالطه برآمد و اظهار نمود كه امر حق سبحانه ترجيح مرجوح بر راجح است و قابل قبول و پذيرش نخواهد بود.