درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٧٠ - الحديث الرابع
قوله: «قلت الامام ما منزلته فان يسمع الصوت و لا يرى و لا يعاين الملك»
. راوى سؤال نمود امام چگونه است پاسخ فرمود امام و هر يك از اوصياء طاهرين و ساير پيامبران كه حايز مقام امامت بودهاند كلام غيبى را با قلب خود مىشنيدند ولى فرشته را نمىديدند.
مؤلف گويد نسبت باوصياء طاهرين عليهم السّلام از نظر آنست كه در اثر تفكر در بطون آيات قرآنى چه بسا كلام غيبى بآنان القاء شود كه در مورد معارف و يا احكام اسلامى است بهر تقدير از جمله القائات و تعليمات ربوبى است كه بسماع عقلى و روح قدسى شنيده و استفاده نمودهاند بديهى است كه القائات و الهامات غيبى از طريق تفكر در آيات قرآنى صدق و الهام بحق بوده و ساحت ربوبى منزه از وساطت الفاظ و يا صوت و امثال آنها است.
«قال قلت اصلحك اللَّه كيف يعلم ان الذى رأى في النوم حق و انه الملك قال يوفق لذلك حتى يعرفه»
. راوى سؤال مينمايد پيامبر بچه دليل ميداند كه آنچه را كه در حال خواب مشاهده نمود او فرشته مقرب است.
امام عليه السّلام پاسخ فرمود پيامبرى كه از نظر صفاء روح و نورانيت قلب خود حقايق و اسرار آفرينش را مىفهمد و مىيابد و هنگام شهود قلبى او است كه از آن تعبير بمنام و نوم يا خواب ميشنود بطور حتم هر چه را ببيند با روح قدس خود لا محاله صحيح است و احتمال اشتباه براى افراد عادى است كه در امور محسوس ترديد و شك مىنمايند از نظر قصور فكر و كوتاهى روان و در باره پيامبران پيوسته خيالات و محسوسات از ربط با عقل فعال بالفعل آنان سرچشمه مىگيرد و خواب آنان شدت شهود قلبى ايشان بوده از نظر روح قدس آنان از رابطه با خارج گسيخته شده هر چه را مشاهده نمايند بحقيقت صدق بوده و هرگز مقرون با تيرهگى شك و تزلزل نخواهد بود منام و نوم آنان عبارت از انتقال از عالم حس بعالم