درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٣٦ - الحديث السابع
خلاصه مراد از ماء در كريمه وَ كانَ عَرْشُهُ عَلَى الْماءِ مراد از عرش علم و قدرت وسعه احاطه علمى و شهودى و نيز احاطه تشريعى و تعليمى و دينى است محتمل است مراد آن باشد كه حمل فرمود و موهبت نمود بر ماء كه عنصر بسيط و قابليت همه گونه صورت را دارد و صورت مفعولات و اصل حيات است كه از آن نقش رحمانى تعبير مىشود.
و نيز اشاره باشد باينكه كائنات و موجودات را از حد علم و تقدير خارج نمايد به حد خلق و تكوين و سپس ارجاع آنها بسوى معاد اصلى آنها و به فطرت ذاتى آنها.
و مراد از جمله
(و نثرهم بين يديه)
آنست كه وجودات تفضلى آنها را احضار فرموده ماهيات آنها را مورد سؤال و پرسش قرار داده است كه غرض معرفت حق سبحانه و عبوديت و خلاص نفوس بشرى است از علائق طبيعى و تبرى و اجتناب از عقوبات كه فقط در اثر نور معرفت و نيروى عبوديت و انقياد ميتوان از رذائل خلقى و عقوبات رهائى يافت.
همچنان كه روايت
(ان اللَّه خلق الخلق في ظلمة ثم رش عليهم من نوره)
ناظر به اين حقيقت است كه در ظلمت و تيرهگى آفريده شده ولى در اثر تعليم آنان را به صحنه نورانى وارد نمود و موهبت آنان بطور جعل بسيط است.
قوله فاول من نطق:
رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله نخستين موجود نورى كه سبقت نمود و اقرار بعبوديت و انقياد وجودى نموده رسول صادع صلّى اللَّه عليه و آله بود از نظر اينكه نفوس بشرى كه بهترين فيوضات الهى است، داراى درجات بىنهايت است و حقايق مختلف زياده بر تصورند، بلكه نامتناهى همچنان كه افراد و نفوس بشرى در عالم طبع بتعداد افراد و اختلاف نظر زياده خواهند بود چه از نظر اختلاف منابع عقلى و ملكوتى و اصلى آنها همچنان كه رسول صادع صلّى اللَّه عليه و آله فرمود
«الناس معادن كمعادن الذهب و الفضة»
از