درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٠٣ - الحديث الاول
افراد بشر در زندگى دنيوى خود داراى مقام انسانى طبيعى است و نيز لا محاله در اثر نيروى عاقله و اختيار داراى مقام ادراكى و شعورى كه از شئون عالم مثال است خواهد بود و افرادى از بشر كه برحسب نيروى عاقله از مكتب قرآن پيروى مىنمايند از جمله اهل ايمان معرفى شده و آيه كريمه از آنان تعبير به مقتصد نموده يعنى پيرو مقصد و سير و سلوك آنان بر حسب فطرت و اينكه نظر به منتهى سير و زندگى خود داشته و مقتصد باصول توحيد باشد و صلاح حقيقى خود را در نظر بگيرد.
و قسم ديگر بيگانه است كه آيه كريمه آنان را ظالم لنفسه معرفى نموده از نظر اينكه از نخوت و خودخواهى در مقام استكبار و طغيان برآمده نعمت آفرينش حق سبحانه را انكار و خود را از رحمت و شعار عبوديت بىبهره مىنمايد.
هر دو گروه كه انسان طبيعى و نفسانى يعنى انسان ادراكى و شعورى هستند اهل ايمان از آنان در عالم برزخ كه عالم شهود و مثال آنان خواهد بود هر آنچه در كمون ذات و درون خود انباشته و ذخيره نموده در عالم برزخ بصورت مثالى ايمان و عقيده و اعمال صالحه آنان بطور صحنه مثالى بظهور ميرسد و صورت مثالى از شئون روح اهل ايمان است كه ذات و ذاتيات و كمون خود را بوجود مثالى مشاهده مىنمايند يعنى آنچه از عقيده ايمان و اعمال صالحه كه در روان خود ذخيره دارد در احاطه نيروى روح سيرت آنها را در روان خود ايجاد مىنمايد و با نيروى روحى خود مناظر اعمال صالحه و طالحه خود را پيوسته مشاهده خواهد نمود و مشاهده ذات و ذاتيات خود امر قهرى است زيرا واجد سيرت عقيده ايمان و اعمال جوارحى خود مىباشد و از خارج كه ارتباطى با روح فاعل مختار نداشته باشد نخواهد بود.
و چنانچه بيگانگان بخواهند سيرت كفر و شرك روح و ظلمانى خود را