درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٥٧ - ترجمه سؤالات ابليس
است كه حق سبحانه درخواست او را پذيرفت و حكم بقاى و سلطه ابليس را بر افراد بشر تا روز معلوم خود و مجهول براى ابليس را صادر فرمود.
پاسخ آنست كه ابليس نيروى مجرد و نيرومند و لازم آن بقاء و حيات او است تا پايان جهان طبع از اين نظر تا هنگام كه بشر در دنيا زندگى مىنمايد و نظام جهان تكليف دائر است شيطان نيز مىتواند بافراد بشر دست بيابد و بدين وسيله نظام تكليف و آزمايش هر يك از افراد بشر تحقق خواهد پذيرفت.
و چنانچه اغواء شيطانى بعض افراد بشر نبود زمينه امتحان افراد بشر استوار نبود.
نتيجه آنست كه فعل و آفرينش جهان از هر لحاظ براساس حكمت و صلاح استوار است و هرگز نقصى در نظام تصور نميرود و هر آنچه شرور و قبايح صورت بگيرد در اثر شقاوت و اغواء شيطانى است و از طرف ديگر ضعف و زبونى افراد بشر و تمايل بخواستههاى هوى و هوس خود خواهد بود در نتيجه هر فردى از بشر در نتيجه استوارى نظام آزمايش هر آنچه در كمون خود نهفته دارد باختيار خود آن را بعرصه ظهور خواهد درآورد.
هر يك از شارح اناجيل اربعة گفتند حق سبحانه بفرشتگان امر فرمود كه بابليس پاسخ دهند كه تو در آغاز امر كه اقرار بصفت خالقيت حق سبحانه مىنمودى بر خلاف حقيقت و صدق بود چه آنكه چنانچه در گفتار خود صحت بود كه خالق جهان هستى است هرگز باو اعتراض نمىنمودى و از حكمت فعل او سؤال نميكردى زيرا كه حق سبحانه آله عالميان است و هرگز مورد سؤال و اعتراض قرار نخواهد گرفت بلكه مخلوق مسئول خواهند بود.
و از چگونگى مبارزه و احتجاجات ابليس بطور صريح استفاده مىشود كه غرضى نداشته جز مكابره و مغالطه از اين نظر نمىتوان هيچ يك از اعتراضات او را كه بصورت سؤال اظهار و طرح نموده و براساس سؤال تلقى نمود بلكه ظاهر