درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٤٨ - علم حق سبحانه تجربيات ازلى است
استفاده نمايد و محال است كه زايد بر ذات قدس باشد.
خلاصه لازم علم بسيط آنست كه عالم نيز بسيط حقيقى باشد و معلوم بالذات نيز بسيط و منشأ و منبع موجودات و اشياء خارجى بايد باشد و علم حق سبحانه باشياء امر و حقيقت بسيط و عين ذات قدس ربوبى است و بوحدته كان علما لكل الاشياء و معلوم بالذات نيز بسيط و سبب كثرت اشياء خارجى بطور نامتناهى خواهد بود از نظر اشراق و تابش نور واحد و كثرت نامتناهى بلحاظ قابل است حق سبحانه عالم باشياء است يعنى علم بذات قدس ربوبى نه به علم ديگر و حق تعالى كه همه موجودات از ذات او منبعث هستند، لا محاله عالم است بحقايق آنها قبل از ايجاد آنها و هرگز از خارج استفاده نخواهد نمود زيرا همه مخلوق او هستند و نيز آثار و مظاهر علمى او خواهند بود و معلومات بالذات حق سبحانه بسيط نهايت بساطت و اشياء و كثرات خارجى مخلوق و ظهورى از معلومات بالذات او خواهند بود در مرتبه نازل و نظام طبع كه قوام آن تدريج است.
با بساطت علمى حق سبحانه كثرت معلوم او خلف فرض است بلكه اشياء خارجى معلوم و ظهورى و مخلوق خواهند بود، حقيقت علم حق سبحانه بنحو بساطت حقيقى و عين ذات كبريائى است مانند صفت قدرت و اراده و واجب الوجود واجب به جميع جهات خواهد بود، همچنان كه علم و اراده او واحد و عين ذات است بهمين قياس معلومات ذاتى او نيز بسيط نهايت بساطت خواهد بود و هم صفات كمالى عين ذات قدس هستند.
و قول باينكه كثرت معلومات و بىنهايت كبريائى ضرر بوحدت حقيقى علم و احاطه او نخواهد داشت از نظر آنست كه با وحدت و بساطت علم و عالم كثرت معلومات تصور نميرود، زيرا كثرت معلوم لازم آنست كه علم زائد و بطور انفعال و تركيب باشد و خلف فرض بساطت حقيقى علم باشياء است و اينكه عين ذات