درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٣٤ - بيان نيروى واهمه و انتقاد بر حق
قواى عقلانى و چه از لحاظ نيروى انتقاد از حق و از حكم عقل و فطرت زياده در مقام استفصال از حق و عقل صريح برآمده باستناد دليل بيهوده و بىاساس نيروى واهمه را تقويت نموده باطل را بصورت حق و حكم واهمه را بصورت حكم عقل و فطرت ارائه ميدهد.
از اين نظر اختصاص بافراد خاصى دارد كه بر حسب طبع از نظر دقت در امور معقوله در مقام اخلال حكم و نظر عقل صحيح برميآيند و از نظر كثرت توجه به شبهات قوه واهمه نيروى انحرافى را در خود تقويت مىنمايد بطورى كه در بسيارى از موارد از حكم عقل و نظريات علمى اظهار شبهه و انتقاد مىنمايند بر اين اساس است كه هر چه مطلب دقيقتر و از علوم نظرى و فلسفى باشد و يا از حقايق معارف و معانى آيات قرآنى باشد زياده قابل انتقاد خواهد بود.
بديهى است كه احتمالات داهيه بر اساس انحراف از مبادى علمى و نظرى است و پيروان مكتب قرآن و بخصوص دانشجويان مكتب اوصياء طاهرين عليهم السّلام از اين گونه احتمالات بىپايه و شبهات مصون هستند در اثر كثرت روايات و تعليمات كه از آنان دسترس دانشجويان خود نهادهاند.
خلاصه افرادى كه عقل آنان مشوب به قوه واهمه است و از نظر ضعف مورد تزلزل قرار ميگيرند و حكم عقل را تصديق نمىنمايند جز در محسوسات در مقام معارضه با حكم عقل برميآيند اين در صورتى است كه حالت استفصال از حق و انتقادى در كمون روح نهفته است و در اثر غموض مطلب علمى و دقت فهم آن قوه واهمه تقويت شده بپارهاى از قرائن استناد نموده در مقام نقض حكم عقل برميآيد و در نتيجه مطلب موهومى را بر حكم صريح عقل ترجيح ميدهد ولى دانشمندان معارف الهى و اولياء حق سبحانه از اين گونه اوهام منزه و مبرى خواهند بود زيرا تقويت و توجه بقوه واهمه بطور كلى ناشى از انحراف روح و تيرهگى و ضعف عقل خواهد بود و آيه كريمه وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ