درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٣٦ - بيان نيروى واهمه و انتقاد بر حق
بشرى و جنبه عبوديت او در مقام انتقاد با حكم عقل و شرع و حكمت برميآيد استفاده مىشود كه قوه واهمه در هر فردى از بشر رشحه و پرتوى است از نيرنگ شيطان از نظر اينكه رابطه او با افراد بشر فقط از طريق نيروى واهمه و خودخواهى است كه از شئون اغواء او است نسبت به افراد بشر و از طريق عبوديت كه كمال بشرى است او را منحرف نمايد هم چنان كه كريمه لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ ناظر باين حقيقت است كه وظيفه و مرام اصلى خود را به پيشگاه ساحت ربوبى اعلام مىنمايد كه تنها غرض او اغواء هر يك از افراد بشر است بهر وسيله كه اقتضاء نمايد بديهى است اغواء بشر هرگز در علوم مانند رياضى و طبابت و پزشكى و كشاورزى و ساير صنايع و حرفهها نخواهد بود و شيطان هرگز در مقام انتقاد و اخلال بنظريه علمى و قواعد صنعتى نخواهد برآمد.
بر اين اساس بشر بطور كلى در امور زندگى و صنايع و علوم اجتماعى و حقوقى و چگونگى زندگى باقصى مرتبه كمال نائل شده و زياده بر آن نيز هر قرن رو بتزايد است و پيوسته در هر يك از علوم و صنايع و حرفهها اسرارى از طبيعت كشف نمودهاند كه هرگز مورد توجه در قرون گذشته نبوده است.
فقط در مورد سير و سلوك از لحاظ سعادت روحى و معنوى و حيات و زندگى روانى بشر كه مورد نظر و اغواء شيطان است، بشر بطور كلى سير كمالى و كسب سعادت روحى ننموده و مانند قرون و هزار قرن گذشته طريقه ضد خداپرستى كه شماره قواعد و آئين آن زياده بر احصاء است از قبيل بودائى و بتپرستى و زردشتى و مجوسى و آتشپرستى و نظاير آنها تفاوت چندان نداشته و سر اين عقب ماندگى همانا نيروى پليد اغوائى شيطان است كه با هر يك از افراد بشر كه تعداد آنها قابل ضبط صحيح نيست و در اثر تماس شيطان با هر يك از افراد بشر و تقويت جانب خودپرستى و ضلالت عقيده و انديشههاى بيهوده همه افراد بشر را از طريق خداپرستى و مكتب قرآن كريم منحرف نموده بطورى كه