درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٤٥ - ترجمه سؤالات ابليس
پليد ابليس بوده و هست و آنچه حق سبحانه باو داده فقط ماهيت و حد وجودى او را از اشراق هستى بهرهمند فرمود يعنى ذات پليد ابليس را بدرخواست او بوجود آورد و خلق فرمود و لازم آن مسئوليت و عبوديت و محدوديت اعتقادى و عملى و خلقى است ولى ابليس طبق خواسته خود در مقام انكار عبوديت برآمد و بربوبيت ساحت كبريائى و فرمانروائى و تشريع او اعتراض نمود.
اعتراض دوم آنست كه پس از اينكه ساحت ربوبى ابليس را خلق فرمود بمقتضاى اراده و مشيت قاهره خود بچه جهت او را تكليف فرمود به معرفت و طاعت و چه مصلحت بود در تكليف او در صورتى كه حق سبحانه نه بطاعت او حاجت داشته و نه از معصيت او متضرر مىشود.
پاسخ آنست كه بدرخواست خود او او را خلق فرمود و لازم صفت مخلوقيت معرفت و طاعت و مسئوليت است و اما تكليف حق سبحانه ابليس را بسجده بآدم بمنظور امتحان و آزمايش است و لازم عبوديت آنست كه معرض آزمايش قرار گيرد و آنچه ذات او اقتضاء دارد از طريق اختيار حقيقت و هويت خود را بمعرض ظهور درآورد و اينكه مردم را از اسارت هوى و هوس اخراج نمايد و صفاء و نورانيت بيابند و بصفات قدسيه تشبه بيابند و از همجيت و بهيميت و رذالت خلقى بيرون آيند و بمقام كمال عبوديت و خلوص نائل شوند و بنور علم و فضيلت به مقامى سامى از عبوديت برسند.
و از جمله شئون معرفت حق سبحانه قدردانى از وساطت فيوضات ربوبى پيامبران است كه واسطه بوده و فضيلت و شرافت بر ملائكه و قدسيان دارند و بايد فضيلت آنان مورد تصديق اعتقادى و عملى قرار گيرد شاهد آنست كه آدم ابو البشر عالم باسماء و صفات حق سبحانه بود و به ملائكه و قدسيان تعليم فرمود در صورتى كه قدسيان اظهار قصور نمودند جز آنچه را كه حق سبحانه بهر يك از آنان تعليم فرموده است زياده بر آن را قاصر و جاهل خواهند بود.