درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٥٧ - علم حق سبحانه تجربيات ازلى است
با اينكه علم بسيط حقيقى وحدانى باشد هم چنان كه شعاعى كه از خورشيد صادر مىشود در عين حال كه واحد است ولى در اثر تنزل و كثرت و وسايط همه ذرات را فرامىگيرد و اشياء زمانى بقياس يك ديگر متغيرند و نسبت بمقام اعلى از آنها در يك درجهاند كثرت و تدريج مفهوم ندارد فيض وجود و قدرت و علم حق سبحانه نيز در عين حال كه اشراق واحد و وحدانى و بسيط نهايت بساطت است ولى در اثر تنزل موجودات و مشخصات آنها را يك احاطه و قيمومت فرا خواهد گرفت.
از نظر اينكه علم و ظهور آن در مراتب امكانى در عين حال كه وحدانى و بسيط است همه جزئيات و مشخصات را فرا خواهد گرفت و معناى بساطت و اشراق وحدانى علم آن نيست كه علم بجزئيات نداشته باشد بلكه در عين حال كه احاطه علمى بطور بسيط وحدانى اشراقى است اشعهاى بىنهايت خواهد بود بلحاظ نظام طبع كه قوام آن بتدريج و كثرت نامتناهى است و ضرر بوحدت بسيط علم ربوبى ندارد هم چنان كه وحدت قدرت و فيض و اشراق وجود نيز با اينكه وحدانى و بسيط است مع ذلك همه جزئيات و مشخصات مراتب نازل را فرا ميگيرد و همه جزئيات مورد شعاع قدرت و وجود و شهود علمى اشراقى قرار گرفته است و هر مرتبه بر حسب همان مرتبه از شعاع نور استفاده خواهد نمود.
خلاصه احاطه حسى و تخيلى بجزئيات خارجى ميسر نخواهد شد جز از طريق حس و خيال كه اختصاص به بشر دارد و منافات ندارد كه حق سبحانه با اينكه بطور علم وحدانى ازلى بهمه خصوصيات و جزئيات حوادث علم داشته باشد بهمه كثرات آنها نيز احاطه علمى و قدرتى و وجودى خواهدداشت.
هم چنان كه نور وجود و اشراق آن همه ذرات را فرا ميگيرد و علم حق سبحانه بهمه جزئيات بخصوصياتها علم او بسيط وحدانى و نيز علم بكثرات بطور بساطت خواهد بود يعنى از نظر اينكه علم حق سبحانه بسيط است بايد معلوم او نيز بسيط باشد از نظر وحدت اشراق و اتحاد علم و معلوم بر اين اساس معلومات او همه موجود