درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٠٨ - الحديث السابع عشر
بديهى است كه تعاقب افراد نيز در اثر آنست كه اساس عالم طبع بر تفصيل و تركيب و تفرقه است و اينكه هر موجودى از عناصر مختلفه اوليه آب و خاك و هوا و نور و حرارت خورشيد بايد استفاده نمايد و پس از رشد و نمو و رسيدن بكمال و از جمله كمال هر موجود طبيعى بآنست كه فردى و يا افرادى در نظام طبع مانند خود را بجا گذارد آنگاه صورت نوعى خود را از دست خواهد داد.
و همه اين تحولات و تبدلات كه زياده بر تصور و غير قابل ادراك و تصور است و از شئون تقدير غيبى الهى است.
بالاخره نظام عالم طبع بر اساس حركت و تحول و تأثير و تأثر و فعل و انفعال است و موجودى دو لحظه ثبات و دوام نخواهد داشت و بر حسب نظام مخصوص هر ذرهاى و هر موجودى در حركت بوده و بحد كمال متناسب خود رسيده و يا نرسيده صورت نوعى خود را از دست خواهد داد از اين نظر موجود طبع محدود و زمان سير محدودى خواهد داشت.
مثلا نباتات در فصل پائيز و زمستان و بهار و تابستان سير تكامل و رشد و نمو آنها پايان مىپذيرد و جزئى از آنها بجا مانده صورت نوعى خود را از دست خواهند داد.
خلاصه تقدير غيبى در باره نباتات طور مخصوصى است هم چنين در باره حيوانات اهلى از احشام و اغنام كه مورد استفاده بشر قرار ميگيرند نظام مخصوصى است شگفتآور و همه بر اساس تفضيل و تركيب از اجزاء و حركت و رشد است و پس از سير و حركت و رشد و بحد كمال و رشد متناسب رسيده و يا نرسيده صورت نوعى خود را از دست ميدهد در حالى كه از خود جزئى بجا خواهد گذارد و بدين وسيله نوع باقى خواهد ماند.
بالاخره تقدير در باره موجودات بىنهايت عالم طبع عبارت از نظام متقن است كه در تمام شئون موجودات فرمانروا است و نظامى است كه در عالم حيوانات