درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٨ - الحديث الثالث عشر
و هستى ربط محض افاضه وجود و هستى واجب بنمايد محال است زيرا همان طور كه فاعل مختار وجود و هستى او پرتوى و ربط و منبعث از حريم ربوبى است بهمين قياس فعل صادر از او نيز وجود ربط و پرتوى از فيوضات ربوبى خواهد بود و هم چنان كه وجود فاعل مختار دو ارتباط دارد يكى ارتباط و انبعاث از حريم قدس و از طرفى ارتباط با فاعل و بطور امكان و تعلق و ربط محض است.
بهمين قياس فعل و اثر صادر از فاعل مختار كه ربط محض است آن نيز به تبع ربط محض خواهد بود از اين نظر ارتباط فعل اختيارى بساحت ربوبى هرگز تفويض مفهوم ندارد يعنى تفويض امر و صدور فعل بطور استقلال كه ارتباط با انبعاث از حريم قدس نداشته باشد و از ذات و كمون ظلمانى فاعل نور هستى تابش نموده و فعل و اثر خود را ايجاد نمايد اين فرض محال است.
بلكه حقيقت آنست كه هم چنان كه وجود فاعل مختار فعل و اثر منبعث از حريم قدس است بهمين قياس اثر و فعل صادر از فاعل نيز منبعث از حريم خواهد بود با اين ارتباط ذاتى وجود فاعل مختار و هم چنين اثر و فعل او چگونه تفويض و استقلال فاعل در صدور فعل تصور مىشود.
و از طرفى از نظر اينكه وجود منبعث از حريم ربوبى كه فاعل را بوجود آورده و محدود بحدود خاص امكانى شده و نميتواند فاعل مختار وجود خود را نفى نمايد بالاخره واجد خود بوده است بهمين قياس اقدام بصدور فعل و اثر اختيارى خود نموده و نميتواند نسبت صدور فعل را از خود نفى و سلب نمايد با اين ارتباط خاصى كه فاعل مختار در اثر فيض وجود و تابش نور هستى با ساحت ربوبى دارد كه وجود او را فرا گرفته و نميتواند وجود را از خود سلب نمايد و وجود او ربط محض است و وجود او محدود بحدود و ماهيت خاصه است چگونه استناد صدور فعل و اثر كه از نيروى ظاهرى و درونى فاعل مختار صادره شده بحق تعالى نسبت داده شود و اثر ايجاد و فعل وجود و نور هستى كه از حريم ربوبى افاضه شده به محل قابل و فاعل مختار ناديده گرفته شود