درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٤٩ - علم حق سبحانه تجربيات ازلى است
قدس ربوبى است چه آنكه بساطت حقيقى علم باشياء و عالم باشياء مستلزم بساطت حقيقى معلوم است كه عين ذات است و كثرت معلوم لازم علم حصولى و انفعالى و ارتسامى و زائد بر ذات و خلف فرض است.
خلاصه با بساطت حقيقى علم باشياء كثرت و تعدد اشياء فرض ندارد زيرا علم حقيقى باشياء عبارت از ايجاد اشياء بحقايقها و صورها الخارجية قبل از ايجاد آنها است و كثرت معلومات و معلولات نيز از تحقق خارجى است از نظر اشراق بآنها در خارج و نظام تدريج است.
كثرت معلومات بر تقدير آنست كه علم به آنها حصولى و مقهور آنها باشد و علم بسيط علم حقيقى است كه قاهر بر كثرات خارجى باشد همچنين معلوم حقيقى و علم حقيقى باشياء كه عين ذات ربوبى است علم بسيط است كه قاهر بر اشياء و سبب ايجاد آنها باشد.
نتيجه آنست كه بساطت علم باشياء معلوم از اشياء نيز بسيط خواهد بود و قاهر بر موجودات خارجى است و همه حضور ذاتى دارند حقيقت علم حق سبحانه نيز باشياء عين علم بذات قدس بوده نه به علم ديگرى بلكه علمى است كه موجودات را ابداع و ايجاد مىنمايد و علم واحدى بسيط است به همه اشياء بر اين تقدير معلوم حقيقى نيز بسيط و قاهر بر اشياء خواهد بود و كثرت اشياء خارجى مقهور معلوم حقيقى و علم باشياء خواهد بود همچنان كه مقهور عالم حقيقى باشياء ميباشد و كثرت اشياء در صورتى است كه علم بآنها حصولى و مقهور باشد و اين در باره حق سبحانه كثرت اشياء و علم بكثرت موجودات لازم آنست كه علم بآنها حصولى و زائد و نيز لازم آن تركيب ذات خواهد بود و محال است.
خلاصه در باره حق سبحانه كثرت معلومات و تعدد و كثرت علم باشياء فرض ندارد و مخالف با بساطت علم باشياء ميباشد، بر اين اساس بطور كلى علم باشياء و بجزئيات بىنهايت آنها از طريق علم بجزئيات نخواهد بود كه كثرت