درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٥٢ - علم حق سبحانه تجربيات ازلى است
بلكه علم مقام ربوبى باشياء عين علم بذات و از شئون علم بذات او است از اين نظر فرق ميان كليات ثابته و جزئيات متغيره نخواهد بود زيرا همه از اشراقات پرتو و مظاهرى از علم او در منازل امكانى است و بطور مثال و تنزل به محسوس كه نور خورشيد احاطه حقيقى خواهد داشت بر همه شعاعها و اشعههاى بيشمار كه در اقطار جهان و در اعماق موجودات پديد آورده و نفوذ نموده است بر همه آنها يكسان احاطه قيوميه دارد بالعرض بر فرض اينكه نور وجود داشته باشد.
و در باره حق سبحانه نيز احاطه علمى او عين احاطه وجودى و احاطه شهودى و اشراقى او نسبت بموجودات و جزئيات آنها خواهد بود.
زيرا جزئيات امور كه پيوسته در تحول و زوال و حدوث هستند اثر ساير علل و اسباب طبيعى است كه بطور كلى مورد احاطه علمى و شهودى و علم بهر يك از آنها بطور كلى و ابدى خواهد بود زيرا منبعث و اشراق از ذات و اشعه ذات خواهد بود.
پس علم باشياء ساحت ربوبى از شئون علم بذات قدس است لا محاله ازلى خواهد بود زيرا همه موجودات و كليات و جزئيات متغيره آثار و اشراق و ظهور علم حق تعالى است و منافات ندارد كه حوادث و جزئيات متغيره در ظرف زمان مبتنى بر تدريج باشد ولى علم بآنها ازلى بوده است باشراق علمى بموجودات در مرتبه متأخره.
و علم بجزئيات بطور علم زمانى اختصاص به بشر دارد كه از طريق خارج و حس و خيال صورت خواهد گرفت و محكوم خارج و بطور جزئى است و بالأخره علم زمانى بر اساس استفاده از خارج و تدريج و بر اساس تغيير خواهد بود و اختصاص به بشر دارد ولى علم حق سبحانه بجزئيات بىنهايت حوادث و مشخصات نامتناهى جهان هر يك از آنها همه پرتو و اشعهاى است از فيوضات و اطلاق وجودى كه