درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢١٨ - الحديث السابع عشر
قوله ذوات الاحشام المدركات بالحواس:
در باره موجودات عالم طبع بعض آنها مورد ابرام و بعض ديگر امكان تغيير و بداء تصور ميرود اما نسبت بامور مهم كه از نظر كثرت آثار مورد ابرام و تأكيد باشند شائبه وقوع بداء در آنان نيست زيرا نظام جهان بر اساس و نظام و اركانى است كه نبايد در باره آنها بداء و يا تغيير صورت بگيرد ولى در موارد رياضات نفسانى و ادعيه ممكن است كه سبب تقدير خاصى شود.
مثلا بيمارى كه بر حسب جريان عادى بطور حتم غير قابل علاج است در اثر توسلات و تضرع خود و يا بوساطت ديگران علاج و بهبودى دفعى كامل بيابد و مانند آنها از امور تقديرى است كه از ازل در علم ازلى ثابت بوده و بر فرشتگان نيز كه با ملكوت اشياء ارتباط و آگهى دارند نيز واضح خواهد بود.
و بطور كلى هرگز در نظام وجود موجودى بهرهاى از فيض هستى آن را نخواهد گرفت جز اينكه همه شئون وجودى آن مورد تقدير و قدر غيبى و اندازه قرار گرفته باشد و محدود و مشخص باشد و در هر مورد كه بداء و تغييرى فرض شود در حومه نظام تقدير است قبل از اينكه مورد قضاء و امضاء قرار گيرد و پس از تحقق و صورت خارجى انقلاب محال است.
و بالاخره ممكن است در اثر نفوس طاهره اهل ايمان و با اراده فرشتگان كه وسايط رحمت حق تعالى هستند و جز طاعت و انقياد از آنان صورت نميگيرد ارادتهاى جزئى و تقدير امر خيرى را در اين نظام اجراء نمايند با توجه باينكه همه حوادث كه بهرهاى از تحقق وجود دارند در علم ازلى ثابت بوده ولى بعض موارد بر حسب اسباب و وسايط ظهورى نداشته و بطور تصادف در اثر سبب و علل مرموزى صورت خارجى يافته است بالاخره هر چه تغييرپذير و يا شايسته بداء باشد در مرحله تقدير و قبل از قضاء و امضاء خواهد بود و پس از تحقق و صورت خارجى انقلاب مفهوم ندارد